foretoken

[ایالات متحده]/fɔːˈtəʊ.kən/
[بریتانیا]/fɔrˈtoʊ.kən/

ترجمه

n. نشانه یا اخطار یک رویداد آینده
vt. نشانه یا اخطار چیزی بودن
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

foretoken of doom

نشانه‌ای از سرنوشت شوم

foretoken of change

نشانه‌ای از تغییر

foretoken of success

نشانه‌ای از موفقیت

foretoken of disaster

نشانه‌ای از فاجعه

foretoken of joy

نشانه‌ای از شادی

foretoken of trouble

نشانه‌ای از زحمت

foretoken of peace

نشانه‌ای از صلح

foretoken of war

نشانه‌ای از جنگ

foretoken of hope

نشانه‌ای از امید

foretoken of fate

نشانه‌ای از سرنوشت

جملات نمونه

his dreams often foretoken future events.

رویاهای او اغلب نشانه‌هایی از وقایع آینده هستند.

the dark clouds foretoken a storm.

ابر‌های تیره نشان‌دهنده طوفان هستند.

many believe that omens foretoken significant changes.

بسیاری معتقدند که نشانه‌ها نشان‌دهنده تغییرات مهم هستند.

her intuition seemed to foretoken trouble ahead.

شهود او نشان می‌داد که مشکلات در پیش است.

superstitions often foretoken misfortune.

خرافات اغلب نشان‌دهنده بدشانسی هستند.

he interpreted the signs to foretoken success.

او نشانه‌ها را به عنوان نشانه‌ای از موفقیت تفسیر کرد.

legends say that certain animals foretoken death.

افسانه ها می‌گویند که حیوانات خاصی نشان دهنده مرگ هستند.

her sudden illness seemed to foretoken a deeper issue.

بیماری ناگهانی او نشان دهنده یک مشکل عمیق تر به نظر می‌رسید.

changes in the economy can foretoken a recession.

تغییرات در اقتصاد می‌تواند نشانه‌ای از رکود باشد.

some believe that a broken mirror foretoken bad luck.

برخی معتقدند که شکستن آینه نشان دهنده بدشانسی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید