forgemaster

[ایالات متحده]/fôj'mästə/
[بریتانیا]/fôrj'mästər/

ترجمه

n. یک فرد ماهر در هنر فورج و شکل دادن به فلز، معمولاً سلاح، ابزار یا سایر اشیاء فلزی را از طریق گرم کردن و چکش زدن می‌سازد.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

the forgemaster

معلم کوره

master forgemaster

معلم کوره بزرگ

royal forgemaster

معلم کوره سلطنتی

head forgemaster

معلم کوره رئیس

forgemaster's forge

کوره معلم کوره

forgemaster's hammer

میخ معلم کوره

chief forgemaster

معلم کوره رئیس

the forgemasters

معلمان کوره

forgemaster guild

جمعیت معلمان کوره

apprentice forgemaster

شاگرد معلم کوره

جملات نمونه

the forgemaster crafted a legendary sword that would echo through generations.

چکاوک‌ساز یک سیف نام‌آور ساخت که از نسل‌های متوالی یادگار می‌ماند.

a skilled forgemaster can bend steel to their will with decades of experience.

یک چکاوک‌ساز ماهر می‌تواند با دهه‌ها تجربه، فولاد را به میل خود خم کند.

the ancient forgemaster shared sacred knowledge only with his trusted apprentice.

چکاوک‌ساز باستانی دانش مقدس را فقط با شاگرد مورد اعتماد خود به اشتراک می‌گذاشت.

the forgemaster's workshop glowed with the warmth of countless forges burning bright.

کارگاه چکاوک‌ساز با نور گرمای تعداد زیادی از چکاوک‌هایی که روشن می‌سوزید، نورانی بود.

every masterpiece bears the unique signature mark of its forgemaster.

هر اثر برجسته نشانه‌ای منحصر به فرد چکاوک‌ساز خود را دارد.

the master forgemaster hammered the glowing metal with unwavering precision and skill.

چکاوک‌ساز ماهر با دقت و مهارت بدون تردید، فلز روشن را فرآوری می‌کرد.

legends tell of a forgemaster whose creations never broke in battle.

داستان‌ها درباره یک چکاوک‌سازی می‌گویند که ایجادهای او هرگز در نبرد شکست نمی‌خورند.

the forgemaster carefully examined each blade for any hidden flaws or weaknesses.

چکاوک‌ساز هر چرخ را با دقت برای یافتن هرگونه عیب یا ضعف پنهان بررسی می‌کرد.

young warriors traveled far to commission weapons from the legendary forgemaster.

نوجوانان جنگجو به فاصله‌های دور سفر می‌کردند تا سلاح از چکاوک‌ساز نام‌آور بخواهند.

the forgemaster quenched the glowing blade in enchanted water with a hiss.

چکاوک‌ساز چرخ روشن را در آب جادویی با یک فریاد خاموش می‌کرد.

the forgemaster's fame spread throughout the realm like wildfire.

شهرت چکاوک‌ساز به سراسر دنیا مانند آتش‌سوزی گسترش یافت.

the devoted forgemaster worked through the night to fulfill the royal commission.

چکاوک‌ساز وفادار به طول شب کار می‌کرد تا سفارش ملکه را انجام دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید