formularized

[ایالات متحده]/ˈfɔːmjʊləraɪz/
[بریتانیا]/ˈfɔrmjəˌlaɪz/

ترجمه

v. به صورت رسمی بیان کردن
vt. چیزی را رسمی یا نظام‌مند کردن

عبارات و ترکیب‌ها

formularize process

فرمول‌سازی فرایند

formularize data

فرمول‌سازی داده‌ها

formularize model

فرمول‌سازی مدل

formularize system

فرمول‌سازی سیستم

formularize approach

فرمول‌سازی رویکرد

formularize concept

فرمول‌سازی مفهوم

formularize strategy

فرمول‌سازی استراتژی

formularize solution

فرمول‌سازی راه حل

formularize framework

فرمول‌سازی چارچوب

formularize procedure

فرمول‌سازی رویه

جملات نمونه

we need to formularize our ideas into a coherent plan.

ما باید ایده‌های خود را به یک طرح منسجم تبدیل کنیم.

it's important to formularize the data before analysis.

قبل از تجزیه و تحلیل، فرموله کردن داده‌ها مهم است.

can you help me formularize this concept into a presentation?

آیا می توانید به من کمک کنید تا این مفهوم را به یک ارائه تبدیل کنم؟

we should formularize our findings in a report.

ما باید یافته های خود را در یک گزارش فرموله کنیم.

they are working to formularize the new policy guidelines.

آنها در حال کار برای فرموله کردن دستورالعمل های سیاست جدید هستند.

to improve efficiency, we need to formularize our processes.

برای بهبود کارایی، ما باید فرآیندهای خود را فرموله کنیم.

she aims to formularize her research into a book.

او قصد دارد تحقیقات خود را به یک کتاب تبدیل کند.

let's formularize our strategy before the meeting.

بیایید قبل از جلسه استراتژی خود را فرموله کنیم.

he is trying to formularize the rules of the game.

او سعی می کند قوانین بازی را فرموله کند.

they need to formularize their objectives for the project.

آنها باید اهداف خود را برای پروژه فرموله کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید