fouled

[ایالات متحده]/faʊld/
[بریتانیا]/faʊld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کثیف یا آلوده شده؛ توپ را از محدوده خارج کرد؛ با زباله کثیف شده

عبارات و ترکیب‌ها

fouled up

اشتباه کرد

fouled ball

توپ خطا

fouled out

از بازی اخراج شد

fouled play

بازی غیرمنصفانه

fouled shot

ضربه خطا

fouled line

خط خطا

fouled game

بازی غیرمنصفانه

fouled situation

وضعیت غیرمنصفانه

fouled rules

قوانین نقض شده

fouled tactics

تاکتیک‌های غیرمنصفانه

جملات نمونه

the player fouled his opponent during the game.

بازیکن حین بازی، حریف خود را خطا کرد.

she was fouled while trying to shoot the basketball.

وقتی داشتند سعی می‌کردند توپ بسکتبال را پرتاب کنند، خطا کردند.

the referee called a foul after reviewing the play.

داور پس از بررسی بازی، خطا اعلام کرد.

he was fouled out of the game in the fourth quarter.

در کوارتر چهارم، او از بازی اخراج شد (به دلیل خطا).

the coach was upset about the fouled calls.

مربی در مورد خطاهای اعلام شده ناراحت بود.

fouled shots can change the momentum of the game.

پرتاب‌های خطا می‌توانند روند بازی را تغییر دهند.

the team lost because of too many fouls.

تیم به دلیل خطاهای زیاد باخت.

he complained that he was unfairly fouled.

او شکایت کرد که به طور ناعادلانه خطا شده است.

fouled balls are part of the game strategy.

توپ‌های خطا بخشی از استراتژی بازی هستند.

the players were warned about fouling too often.

بازیکنان در مورد خطا کردن بیش از حد هشدار داده شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید