fourscore

[ایالات متحده]/ˈfɔːskɔː/
[بریتانیا]/ˈfɔrˌskɔr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هشتاد، نمره هشتاد
adj. هشتاد
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

fourscore years

صد سال

fourscore men

صد مرد

fourscore days

صد روز

fourscore times

صد بار

fourscore soldiers

صد سرباز

fourscore voices

صد صدا

fourscore years' war

جنگ صد ساله

fourscore families

صد خانواده

fourscore minutes

صد دقیقه

fourscore stories

صد داستان

جملات نمونه

fourscore years ago, our ancestors fought for freedom.

هشتاد سال پیش، اجداد ما برای آزادی جنگیدند.

the speech was delivered fourscore years after the founding of the nation.

این سخنرانی هشتاد سال پس از تأسیس کشور ایراد شد.

he celebrated his fourscore birthday with family and friends.

او هشتادمین سالگرد تولد خود را با خانواده و دوستان جشن گرفت.

fourscore days of hard work led to the successful project.

هشتاد روز تلاش سخت منجر به پروژه موفق شد.

the book recounts the history of our land over fourscore years.

این کتاب تاریخ سرزمین ما را در طول هشتاد سال روایت می‌کند.

fourscore soldiers marched bravely into battle.

هشتاد سرباز با شجاعت وارد جنگ شدند.

it has been fourscore years since the invention of the telephone.

از زمان اختراع تلفن، هشتاد سال گذشته است.

fourscore generations have passed, yet the traditions remain.

هشتاد نسل گذشته است، با این حال سنت‌ها همچنان ادامه دارند.

he reflected on the wisdom gained over fourscore years.

او در مورد خرد به دست آمده در طول هشتاد سال تأمل کرد.

fourscore voices joined together in harmony.

صدای هشتاد نفر با هم در هماهنگی جمع شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید