foxes

[ایالات متحده]/fɒksɪz/
[بریتانیا]/fɑksɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع کلمه روباه؛ یک حیوان وحشی که به خاطر زیرکی‌اش شناخته شده است؛ خز یک روباه
v. فریب دادن یا زیرک‌تر بودن

عبارات و ترکیب‌ها

red foxes

ریس قرمز

foxes den

لانه روباه‌ها

foxes hunt

شکار روباه‌ها

foxes play

بازی کردن روباه‌ها

foxes roam

سرگردانی روباه‌ها

foxes howling

ناله روباه‌ها

foxes in

در روباه‌ها

foxes tail

دم روباه‌ها

foxes eyes

چشم‌های روباه‌ها

foxes tracks

ردپای روباه‌ها

جملات نمونه

foxes are known for their cunning nature.

狐‌ها به خاطر طبیعت حیله‌گرشان مشهور هستند.

many people believe that foxes are symbols of intelligence.

بسیاری از مردم معتقدند که روباه‌ها نماد هوش هستند.

in folklore, foxes often play the role of tricksters.

در فولکلور، روباه‌ها اغلب نقش فریبکاران را ایفا می‌کنند.

foxes can adapt to various environments.

روباه‌ها می‌توانند خود را با محیط‌های مختلف تطبیق دهند.

some species of foxes are endangered due to habitat loss.

برخی از گونه‌های روباه به دلیل از دست دادن زیستگاه در معرض خطر قرار دارند.

foxes are primarily nocturnal animals.

روباه‌ها عمدتاً حیوانات شب‌گرد هستند.

people often hear the distinctive call of foxes at night.

مردم اغلب صدای مشخص روباه‌ها را در شب می‌شنوند.

foxes have a keen sense of hearing and smell.

روباه‌ها حس شنوایی و بویایی قوی‌ای دارند.

many farmers consider foxes a threat to their livestock.

بسیاری از کشاورزان روباه‌ها را تهدیدی برای دام‌هایشان می‌دانند.

foxes are often depicted in literature and art.

روباه‌ها اغلب در ادبیات و هنر به تصویر کشیده می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید