vulpes

[ایالات متحده]/[ˈvʌlpɪs]/
[بریتانیا]/[ˈvʌlpɪs]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گرگ (به ویژه گرگ قرمز)؛ گرگ (مانند Vulpes vulpes، نام علمی گرگ قرمز)
Word Forms
جمعvulpess

عبارات و ترکیب‌ها

the vulpes

خرس

vulpes vulpes

خرس خرس

hunting vulpes

خرسی که می‌گردید

a vulpes den

چهارچوب خرس

sly vulpes

خرس خیانتکار

vulpes ran

خرس گذشت

watching vulpes

خرسی که نظارت می‌کرد

quick vulpes

خرس سریع

red vulpes

خرس قرمز

clever vulpes

خرس باهوش

جملات نمونه

the vulpes gracefully navigated the dense undergrowth.

خرس با ظرافت از گیاهان چنگالی عبور کرد.

researchers studied the vulpes' hunting strategies.

پژوهشگران راهکارهای شکار خرس را مطالعه کردند.

a red vulpes darted across the snowy field.

یک خرس قرمز از میدان برفی عبور کرد.

the vulpes' keen sense of smell helped it find prey.

حاسیه بویی حساس خرس به آن کمک کرد تا غذا را پیدا کند.

we observed a family of vulpes in their natural habitat.

ما یک خانواده خرس را در محیط طبیعی آن مشاهده کردیم.

the vulpes built a den beneath the old oak tree.

خرس زیر درخت گز قدیمی یک پناهگاه ساخت.

the young vulpes playfully chased each other.

خرس جوانان به طور بازیگوش با هم دویدند.

the vulpes' fur provided excellent camouflage.

پشم خرس پوشش بسیار خوبی برای پنهان شدن فراهم می‌کند.

we tracked the vulpes through the forest using gps.

ما خرس را از طریق جنگل با استفاده از GPS دنبال کردیم.

the vulpes emitted a series of sharp barks.

خرس سری از فریادهای تیز منتشر کرد.

the vulpes' diet consisted mainly of rodents.

خوراک خرس از طریق حیوانات گوشتی می‌باشد.

a lone vulpes crossed the road at dusk.

یک خرس تنها در آفتاب غروبی از روی جاده عبور کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید