fractious

[ایالات متحده]/ˈfrækʃəs/
[بریتانیا]/ˈfrækʃəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به راحتی عصبانی می‌شود، تحریک‌پذیر.

عبارات و ترکیب‌ها

fractious child

کودک سرکش

fractious behavior

رفتار سرکش

جملات نمونه

they fight and squabble like fractious children.

آنها مانند کودکانی که با هم دعوا می‌کنند، با هم می‌جنگند و بحث می‌کنند.

King Malcolm struggled to unite his fractious kingdom.

شاه مالکولم برای متحد کردن پادشاهی خود که دائماً در نزاع بود، تلاش کرد.

Egypt, along with the semiautonomous government of South Sudan, has tried to bring Darfur's fractious rebels together to create a joint platform.

مصر، همراه با دولت نیمه‌خود مختار سودان جنوبی، تلاش کرده است شورشیان دائماً درگیر دارفور را گرد هم آورد تا یک پلتفرم مشترک ایجاد کند.

The fractious child refused to sit still during the class.

کودک دائماً درگیر از نشستن در طول کلاس امتناع کرد.

The fractious debate led to a heated argument between the two politicians.

بحث دائماً درگیر منجر به بحث داغ بین دو سیاستمدار شد.

The fractious team members couldn't agree on a strategy for the project.

اعضای تیم که دائماً درگیر بودند نمی‌توانستند در مورد یک استراتژی برای پروژه به توافق برسند.

Dealing with fractious customers is a common challenge in the service industry.

رسیدگی به مشتریان دائماً درگیر یک چالش رایج در صنعت خدمات است.

The fractious relationship between the two countries escalated into a trade war.

رابطه دائماً درگیر بین دو کشور به یک جنگ تجاری تبدیل شد.

The fractious atmosphere in the office made it difficult for employees to focus on their work.

فضای دائماً درگیر در دفتر کار باعث می‌شد که برای کارمندان تمرکز بر کار خود دشوار باشد.

The fractious siblings constantly bickered over trivial matters.

خواهر و برادری دائماً درگیر دائماً بر سر مسائل جزئی با هم بحث می‌کردند.

The fractious crowd grew restless as they waited for the delayed concert to start.

هیاهوی دائماً درگیر بی‌قرار شد زیرا منتظر شروع کنسرت تأخیری بودند.

Trying to reach a compromise with such a fractious group proved to be challenging.

تلاش برای رسیدن به مصالحه با چنین گروهی که دائماً درگیر است، چالش‌برانگیز بود.

The fractious meeting ended without any resolution on the key issues.

جلسه دائماً درگیر بدون هیچ گونه راه حلی در مورد مسائل کلیدی به پایان رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید