frappé

[ایالات متحده]/ˈfæpeɪ/
[بریتانیا]/fræˈpeɪ/

ترجمه

n. یک نوشیدنی سرد ساخته شده از نectar سیب زمینی یا مایعی دیگر با طعم، که به حالت یخ‌زده یا نرم تبدیل شده است؛ یک میلک شейک سفت و سرد که معمولاً از یخ‌چری استفاده می‌شود.
adj. سرد یا یخ‌زده؛ سرو شده در حالت سرد.

جملات نمونه

i ordered a caramel frappé at the coffee shop.

من یک فراپی کaramel در کافه سفارش دادم.

she enjoys drinking a mocha frappé on hot days.

او در روزهای گرم لذت می برد از نوشیدن یک فراپی کاکاو.

the barista topped the frappé with whipped cream.

باریستا فراپی را با کرم تفتونی پوشاند.

they decided to share a large strawberry frappé.

آنها تصمیم گرفتند یک فراپی گوجه فرنگی بزرگ را با هم به اشتراک بگذارند.

this cafe is famous for its delicious coffee frappé.

این کافه به خاطر فراپی کافی لذیذش معروف است.

can i get a decaf frappé without sugar?

آیا می توانم یک فراپی دکافی بدون قند بگیرم؟

the green tea frappé tastes surprisingly refreshing.

فراپی چای سبز به نظر می رسد تازه و خوشمزه است.

he prefers a frappé blended with ice and milk.

او بهتر دوست دارد فراپی را با یخ و شیر مخلوط کند.

she posted a picture of her colorful frappé online.

او یک عکس از فراپی رنگارنگش را آنلاین منتشر کرد.

we stopped to buy a frappé during our road trip.

ما در طی سفر ما در جاده برای خرید یک فراپی متوقف شدیم.

the vanilla frappé is the most popular menu item.

فراپی وانیلا محبوب ترین مورد منو است.

my friend spilled his frappé all over the table.

دوست من فراپی خود را روی میز پخش کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید