freebees

[ایالات متحده]/ˈfriːbiː/
[بریتانیا]/ˈfriːbi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزی که به صورت رایگان داده می‌شود; هدیه رایگان، به ویژه یک کوپن برای تئاتر

عبارات و ترکیب‌ها

freebee offer

پیشنهاد رایگان

freebee sample

نمونه رایگان

freebee gift

هدیه رایگان

freebee trial

نسخه آزمایشی رایگان

freebee download

دانلود رایگان

freebee ticket

بلیط رایگان

freebee event

رویداد رایگان

freebee access

دسترسی رایگان

freebee bonus

پاداش رایگان

freebee resource

منبع رایگان

جملات نمونه

she received a freebee from the store for her birthday.

او یک هدیه رایگان از مغازه به مناسبت تولدش دریافت کرد.

joining the newsletter will get you a freebee every month.

ثبت نام در خبرنامه هر ماه یک هدیه رایگان به شما خواهد داد.

they offered a freebee to promote their new product.

آنها برای تبلیغ محصول جدید خود یک هدیه رایگان ارائه کردند.

everyone loves a good freebee at events.

همه عاشق یک هدیه رایگان خوب در رویدادها هستند.

he was excited to find a freebee in his cereal box.

او از یافتن یک هدیه رایگان در جعبه غلاتش هیجان زده بود.

don't miss out on the freebee at the conference!

هدیه رایگان در کنفرانس را از دست ندهید!

she handed out freebees to attract more customers.

او برای جذب مشتریان بیشتر، هدایای رایگان توزیع کرد.

the freebee included a discount coupon for future purchases.

هدیه رایگان شامل یک کوپن تخفیف برای خریدهای آینده بود.

he loves collecting freebees from different events.

او عاشق جمع آوری هدایای رایگان از رویدادهای مختلف است.

participating in the survey earned her a freebee.

شرکت در نظرسنجی باعث شد او یک هدیه رایگان دریافت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید