freights

[ایالات متحده]/freɪts/
[بریتانیا]/freɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کالاهایی که توسط کامیون، قطار، کشتی یا هواپیما حمل می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

freights available

بارهای موجود

freights shipped

بارهای ارسال شده

freights transported

بارهای حمل شده

freights delivered

بارهای تحویل داده شده

freights loaded

بارهای بارگذاری شده

freights unloaded

بارهای تخلیه شده

freights scheduled

بارهای زمان‌بندی شده

freights tracked

ردیابی بار

freights managed

مدیریت بار

freights consolidated

بارهای تجمیع شده

جملات نمونه

freights are transported by various means, including trucks and ships.

کالاهای محموله از طریق روش‌های مختلف از جمله کامیون و کشتی حمل می‌شوند.

the cost of freights has increased significantly this year.

هزینه حمل و نقل امسال به طور قابل توجهی افزایش یافته است.

we need to schedule the freights for next week.

ما باید زمانبندی حمل و نقل برای هفته آینده را تعیین کنیم.

different types of freights require different handling procedures.

انواع مختلف حمل و نقل به رویه‌های رسیدگی متفاوت نیاز دارند.

freights can be affected by weather conditions during transit.

شرایط آب و هوایی می تواند بر حمل و نقل در طول حمل و نقل تأثیر بگذارد.

it's important to track freights to ensure timely delivery.

برای اطمینان از تحویل به موقع، ردیابی حمل و نقل مهم است.

freights must be properly packaged to avoid damage.

حمل و نقل باید به درستی بسته بندی شود تا از آسیب جلوگیری شود.

we offer competitive rates for international freights.

ما نرخ های رقابتی برای حمل و نقل بین المللی ارائه می دهیم.

freights are often subject to customs inspections.

حمل و نقل اغلب مشمول بازرسی گمرکی می شود.

efficient management of freights can reduce overall logistics costs.

مدیریت کارآمد حمل و نقل می تواند هزینه های کلی لجستیک را کاهش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید