the fretboard
برد
maple fretboards
برد افشرین
rosewood fretboards
بردهای رز وود
fretboard
برد
on the fretboard
روی برد
the guitarist's fingers moved smoothly across the fretboards.
انگشتان گیتاریست به طور روان روی سیمنردهها حرکت میکردند.
well-maintained fretboards ensure better playability.
سیمنردههای بهخوبی نگهداری شده، امکان نواختن بهتر را تضمین میکنند.
vintage guitars often have rosewood fretboards.
گیتارهای قدیمی اغلب دارای سیمنردههای ساخته شده از چوب رزウッド هستند.
the frets need leveling on these worn fretboards.
سیمها در این سیمنردههای فرسوده نیاز به همتراز شدن دارند.
maple fretboards produce bright tones.
سیمنردههای افرا، صداهای روشن تولید میکنند.
beginners should practice chord changes on smooth fretboards.
افراد مبتدی باید تغییر آکوردها را روی سیمنردههای صاف تمرین کنند.
the luthier carefully polished the wooden fretboards.
صانع ساز با دقت سیمنردههای چوبی را پرداخت کرد.
humidity can warp untreated fretboards.
رطوبت میتواند باعث تاب برداشتن سیمنردههای بدون پوشش شود.
different woods for fretboards affect tone significantly.
چوبهای مختلف برای سیمنردهها تأثیر قابل توجهی بر صدا میگذارند.
professional musicians prefer rosewood fretboards for their warm sound.
موسیقیدانان حرفهای به دلیل صدای گرمشان، سیمنردههای رزウッド را ترجیح میدهند.
fretboards require regular cleaning and oiling to prevent cracking.
برای جلوگیری از ترک خوردن، سیمنردهها نیاز به تمیز کردن و روغنکاری منظم دارند.
the curvature of fretboards varies by guitar model.
انحنای سیمنردهها بسته به مدل گیتار متفاوت است.
sliding along the fretboards produces smooth vibrato effects.
لغزش روی سیمنردهها جلوههای ویبراتو صاف ایجاد میکند.
fretboard markers help beginners locate notes quickly.
علامتگذاریهای سیمنرده به افراد مبتدی کمک میکنند تا به سرعت نتها را پیدا کنند.
damaged fretboards need professional repair to maintain value.
سیمنردههای آسیبدیده برای حفظ ارزش، نیاز به تعمیرات حرفهای دارند.
the fretboard
برد
maple fretboards
برد افشرین
rosewood fretboards
بردهای رز وود
fretboard
برد
on the fretboard
روی برد
the guitarist's fingers moved smoothly across the fretboards.
انگشتان گیتاریست به طور روان روی سیمنردهها حرکت میکردند.
well-maintained fretboards ensure better playability.
سیمنردههای بهخوبی نگهداری شده، امکان نواختن بهتر را تضمین میکنند.
vintage guitars often have rosewood fretboards.
گیتارهای قدیمی اغلب دارای سیمنردههای ساخته شده از چوب رزウッド هستند.
the frets need leveling on these worn fretboards.
سیمها در این سیمنردههای فرسوده نیاز به همتراز شدن دارند.
maple fretboards produce bright tones.
سیمنردههای افرا، صداهای روشن تولید میکنند.
beginners should practice chord changes on smooth fretboards.
افراد مبتدی باید تغییر آکوردها را روی سیمنردههای صاف تمرین کنند.
the luthier carefully polished the wooden fretboards.
صانع ساز با دقت سیمنردههای چوبی را پرداخت کرد.
humidity can warp untreated fretboards.
رطوبت میتواند باعث تاب برداشتن سیمنردههای بدون پوشش شود.
different woods for fretboards affect tone significantly.
چوبهای مختلف برای سیمنردهها تأثیر قابل توجهی بر صدا میگذارند.
professional musicians prefer rosewood fretboards for their warm sound.
موسیقیدانان حرفهای به دلیل صدای گرمشان، سیمنردههای رزウッド را ترجیح میدهند.
fretboards require regular cleaning and oiling to prevent cracking.
برای جلوگیری از ترک خوردن، سیمنردهها نیاز به تمیز کردن و روغنکاری منظم دارند.
the curvature of fretboards varies by guitar model.
انحنای سیمنردهها بسته به مدل گیتار متفاوت است.
sliding along the fretboards produces smooth vibrato effects.
لغزش روی سیمنردهها جلوههای ویبراتو صاف ایجاد میکند.
fretboard markers help beginners locate notes quickly.
علامتگذاریهای سیمنرده به افراد مبتدی کمک میکنند تا به سرعت نتها را پیدا کنند.
damaged fretboards need professional repair to maintain value.
سیمنردههای آسیبدیده برای حفظ ارزش، نیاز به تعمیرات حرفهای دارند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید