frilling

[ایالات متحده]/ˈfrɪlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈfrɪlɪŋ/

ترجمه

n. لبه یا حاشیه تزئینی ساخته شده از چین‌دارها

عبارات و ترکیب‌ها

frilling details

جزئیات تزئینی

frilling edges

لبه‌های تزئینی

frilling fabric

پارچه تزئینی

frilling design

طراحی تزئینی

frilling trim

تزئینات تزئینی

frilling style

سبک تزئینی

frilling pattern

الگوی تزئینی

frilling accents

تاکیدات تزئینی

frilling touches

جزئیات تزئینی

جملات نمونه

she wore a dress with frilling along the hem.

او لباسی با تزئینات چین‌دار در امتداد لبه پوشید.

the frilling on the curtains added a touch of elegance.

چین‌دارهای پرده‌ها ظرافت خاصی به آن بخشید.

he was impressed by the frilling detail on the blouse.

او تحت تأثیر جزئیات تزئینات چین‌دار روی بلوز قرار گرفت.

the cake was decorated with frilling made of icing.

کیک با تزئینات چین‌دار از خمیر قند تزئین شده بود.

they chose a frilling design for the wedding invitations.

آنها یک طرح تزئینات چین‌دار را برای دعوت‌نامه‌های عروسی انتخاب کردند.

the frilling around the collar gave the shirt a unique look.

تزئینات چین‌دار دور یقه، به پیراهن ظاهری منحصر به فرد بخشید.

she loves adding frilling to her sewing projects.

او عاشق اضافه کردن تزئینات چین‌دار به پروژه‌های خیاطی خود است.

the frilling on the lampshade caught my eye.

تزئینات چین‌دار روی شیده‌ی لامپ، نظر من را جلب کرد.

he admired the frilling on the edge of the tablecloth.

او تزئینات چین‌دار در حاشیه رومیزی را تحسین کرد.

frilling can make simple items look more stylish.

تزئینات چین‌دار می‌تواند باعث شود اقلام ساده‌تر شیک‌تر به نظر برسند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید