frizzes

[ایالات متحده]/ˈfrɪzɪz/
[بریتانیا]/ˈfrɪzɪz/

ترجمه

v. مو (را) فر کردن

عبارات و ترکیب‌ها

hair frizzes

فریزش مو

frizzes easily

به راحتی وز می شود

frizzes out

به بیرون وز می شود

frizzes up

به سمت بالا وز می شود

frizzes and curls

وز و حلقه

frizzes away

دور می شود

frizzes like

مانند وز

frizzes when

زمانی که وز می شود

frizzes in humidity

در رطوبت وز می شود

frizzes after wash

پس از شستشو وز می شود

جملات نمونه

my hair always frizzes in humid weather.

موهای من همیشه در هوای مرطوم وز می‌شوند.

she uses a serum to tame her frizzes.

او از سرمی برای رام کردن وزهایش استفاده می‌کند.

the frizzes make my hairstyle look messy.

وزها باعث می‌شوند مدل موهای من نامرتب به نظر برسد.

he complained that the frizzes ruined his look.

او شکایت کرد که وزها ظاهر او را خراب کردند.

after the rain, my curls always frizz up.

بعد از باران، چتری من همیشه وز می‌شوند.

using a good conditioner helps reduce frizzes.

استفاده از یک نرم کننده خوب به کاهش وزها کمک می‌کند.

she styles her hair to minimize the frizzes.

او موهایش را به گونه‌ای مدل می‌کند تا وزها را به حداقل برساند.

frizzes can be a challenge for curly hair.

وزها می‌توانند چالش بزرگی برای موهای فر باشند.

he always carries a brush to fix his frizzes.

او همیشه یک برس برای رفع وزهایش به همراه دارد.

frizzes often appear after a long day outside.

وزها اغلب بعد از یک روز طولانی بیرون از خانه ظاهر می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید