flyaways

[ایالات متحده]/ˈflaɪəˌweɪz/
[بریتانیا]/ˈflaɪəˌweɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.سیستم های متحرک;موهای پرپرت و ول

عبارات و ترکیب‌ها

stubborn flyaways

taming flyaways

control flyaways

smooth flyaways

static flyaways

جملات نمونه

her flyaway hair kept getting in her eyes.

او از سرم برای مهار کردن موهای ریزش استفاده کرد.

the bird's flyaway feathers scattered across the yard.

پرهای ریخته شده در هوا شناور بودند.

he couldn't focus; his mind was full of flyaway thoughts.

موهای او در روزهای مرطوب پر از ریش‌ریش بود.

the little boy was a flyaway child who never sat still.

او ریش‌ریش‌ها را با کمی ژل صاف کرد.

she had a flyaway imagination that took her to magical places.

ذرات ریز خشک‌کن اغلب در فیلتر گیر می‌کنند.

don't listen to those flyaway rumors; they're not true.

او موهای مزاحم را از صورتش دور کرد.

his flyaway ideas often led to interesting projects.

این موهای ریزش حالت دادن سختی دارند.

the flyaway pieces of paper danced in the wind.

موهای ریزش چشمانش را آزار می‌داد.

she had a flyaway mood today, switching from happy to sad quickly.

او موهای ریزش را با سنجاق ثابت کرد.

his flyaway mind made it hard to follow the conversation.

باد تکه‌های کاغذ را پراکنده کرد.

the flyaway balloons floated away into the sky.

موهای ریزش ظاهر نامرتبی به او می‌داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید