frogging

[ایالات متحده]/ˈfrɒɡɪŋ/
[بریتانیا]/ˈfrɔɡɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پدیده عبور

عبارات و ترکیب‌ها

frogging technique

تکنیک فرگینگ

frogging method

روش فرگینگ

frogging process

فرآیند فرگینگ

frogging back

بازگشت فرگینگ

frogging stitch

دوخت فرگینگ

frogging yarn

نخ فرگینگ

frogging project

پروژه فرگینگ

frogging mistakes

اشتباهات فرگینگ

frogging rows

ردیف‌های فرگینگ

frogging work

کار فرگینگ

جملات نمونه

frogging is a popular technique in knitting.

frogging یک تکنیک محبوب در بافتنی است.

she learned frogging to fix her mistakes.

او frogging را یاد گرفت تا اشتباهاتش را اصلاح کند.

frogging allows you to reuse yarn effectively.

frogging به شما این امکان را می دهد که نخ را به طور موثر دوباره استفاده کنید.

he spent hours frogging his old projects.

او ساعت ها frogging پروژه های قدیمی خود را گذراند.

many knitters find frogging therapeutic.

بسیاری از بافندگان frogging را آرامش بخش می دانند.

frogging can be frustrating but necessary.

frogging می تواند ناامید کننده باشد اما ضروری.

after frogging, she started a new design.

پس از frogging، او یک طرح جدید شروع کرد.

frogging helps improve your knitting skills.

frogging به بهبود مهارت های بافتنی شما کمک می کند.

learning frogging can save you time in the long run.

یادگیری frogging می تواند در دراز مدت در زمان شما صرفه جویی کند.

she enjoys the process of frogging and redoing.

او از فرآیند frogging و بازسازی لذت می برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید