jumping high
پرش بلند
jumping rope
طناب زدن
jumping in excitement
پرش از هیجان
jumping into action
وارد عمل شدن
jumping over obstacles
پرش از موانع
jumping with joy
پرش از شادی
jump in
بپر داخل
jump out
بیرون بپر
jump over
از روی بپر
jump on
روی بپر
jump into
داخل بپر
long jump
پرش طول
jump out of
بیرون بپر از
high jump
پرش ارتفاع
jump up
بالا بپر
jump off
پایین بپر
jump at
به سمت بپر
jump down
پایین بپر
triple jump
پرش سهگانه
jump rope
طناب زدن
jump the queue
از نوبت رد شدن
jump shot
ضربه پرشی
jump the gun
سابقه رفتن
jump ship
ترک کردن کشتی
the place is jumping with irie vibes.
محل با حال و هوای بسیار خوب پر جنب و جوش است.
the bar is jumping on Fridays and Saturdays.
بار در جمعه و شنبه ها شلوغ است.
I'm not exactly jumping for joy at the prospect.
من دقیقاً از این احتمال خیلی خوشحال نیستم.
the thrill of jumping out of an aeroplane.
هیجان پریدن از هواپیما.
She was jumping up and down.
او با خوشحالی بالا و پایین می پرید.
the horse was jumping with breathtaking fluency.
اسب با روانی خیرهکننده میپرید.
the horse overreached jumping the first hurdle.
اسب در حین پریدن از اولین مانع، از حد خود فراتر رفت.
young voters jumping onto the party's bandwagon.
رايدهندگان جوان که به جمع حامیان حزب پيوستهاند.
The children were jumping about and full of life.
كودكان با هيجان و سرزندگی بالا و پایین می پریدند.
The red horse is jumping well.
اسب قرمز خوب می پرد.
We saw a salmon jumping in the waterfall there.
ما یک ماهی سالمون را در حال پریدن در آن آبشار دیدیم.
he could barely contain himself from jumping up to exclaim.
او به سختی توانست جلوی خود را بگیرد تا از روی خوشحالی فریاد بزند.
the old boy networks were one way of jumping the promotion queue.
شبکههای قدیمی یکی از راههای دور زدن صف ترفیع بودند.
A policeman stopped us for jumping the lights.
یک افسر پلیس ما را به دلیل عبور از چراغ قرمز متوقف کرد.
Are you stark raving mad, jumping off a moving train?
آیا دیوانه هستید که از یک قطار در حال حرکت بیرون می پرید؟
You might think that jumping out of a plane is easy, but when you do it for real, it’s terrifying.
شاید فکر کنید که پریدن از هواپیما آسان است، اما وقتی واقعاً آن را انجام می دهید، ترسناک است.
He gets vicarious thrills from watching people bungee jumping.
او از تماشای مردم در حال بungy jumping، لذتهای جانبی به دست میآورد.
There you go again—jumping to conclusions. Wait till you hear my side of the story!
باز هم این کار را می کنید - به این نتیجه گیری می رسید. صبر کنید تا داستان من را بشنوید!
He made good his escape from a crowd of journalists by jumping over a fence.
او با پریدن از روی حصار از دست گروهی از روزنامه نگاران فرار کرد.
Objective To observe the effect of electropuncture on mouse's jumping experiment of synthetic VD learning dysmnesia.
هدف: مشاهده اثر الکترواکاپانکچر بر روی آزمایش پریدن موش های مبتلا به اختلال حافظه مصنوعی VD.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید