jumping

[ایالات متحده]/'dʒʌmpiŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پرش \nn. مانع \nvi. پرش کردن

عبارات و ترکیب‌ها

jumping high

پرش بلند

jumping rope

طناب زدن

jumping in excitement

پرش از هیجان

jumping into action

وارد عمل شدن

jumping over obstacles

پرش از موانع

jumping with joy

پرش از شادی

jump in

بپر داخل

jump out

بیرون بپر

jump over

از روی بپر

jump on

روی بپر

jump into

داخل بپر

long jump

پرش طول

jump out of

بیرون بپر از

high jump

پرش ارتفاع

jump up

بالا بپر

jump off

پایین بپر

jump at

به سمت بپر

jump down

پایین بپر

triple jump

پرش سه‌گانه

jump rope

طناب زدن

jump the queue

از نوبت رد شدن

jump shot

ضربه پرشی

jump the gun

سابقه رفتن

jump ship

ترک کردن کشتی

جملات نمونه

the place is jumping with irie vibes.

محل با حال و هوای بسیار خوب پر جنب و جوش است.

the bar is jumping on Fridays and Saturdays.

بار در جمعه و شنبه ها شلوغ است.

I'm not exactly jumping for joy at the prospect.

من دقیقاً از این احتمال خیلی خوشحال نیستم.

the thrill of jumping out of an aeroplane.

هیجان پریدن از هواپیما.

She was jumping up and down.

او با خوشحالی بالا و پایین می پرید.

the horse was jumping with breathtaking fluency.

اسب با روانی خیره‌کننده می‌پرید.

the horse overreached jumping the first hurdle.

اسب در حین پریدن از اولین مانع، از حد خود فراتر رفت.

young voters jumping onto the party's bandwagon.

راي‌دهندگان جوان که به جمع حامیان حزب پيوسته‌اند.

The children were jumping about and full of life.

كودكان با هيجان و سرزندگی بالا و پایین می پریدند.

The red horse is jumping well.

اسب قرمز خوب می پرد.

We saw a salmon jumping in the waterfall there.

ما یک ماهی سالمون را در حال پریدن در آن آبشار دیدیم.

he could barely contain himself from jumping up to exclaim.

او به سختی توانست جلوی خود را بگیرد تا از روی خوشحالی فریاد بزند.

the old boy networks were one way of jumping the promotion queue.

شبکه‌های قدیمی یکی از راه‌های دور زدن صف ترفیع بودند.

A policeman stopped us for jumping the lights.

یک افسر پلیس ما را به دلیل عبور از چراغ قرمز متوقف کرد.

Are you stark raving mad, jumping off a moving train?

آیا دیوانه هستید که از یک قطار در حال حرکت بیرون می پرید؟

You might think that jumping out of a plane is easy, but when you do it for real, it’s terrifying.

شاید فکر کنید که پریدن از هواپیما آسان است، اما وقتی واقعاً آن را انجام می دهید، ترسناک است.

He gets vicarious thrills from watching people bungee jumping.

او از تماشای مردم در حال بungy jumping، لذت‌های جانبی به دست می‌آورد.

There you go again—jumping to conclusions. Wait till you hear my side of the story!

باز هم این کار را می کنید - به این نتیجه گیری می رسید. صبر کنید تا داستان من را بشنوید!

He made good his escape from a crowd of journalists by jumping over a fence.

او با پریدن از روی حصار از دست گروهی از روزنامه نگاران فرار کرد.

Objective To observe the effect of electropuncture on mouse's jumping experiment of synthetic VD learning dysmnesia.

هدف: مشاهده اثر الکترواکاپانکچر بر روی آزمایش پریدن موش های مبتلا به اختلال حافظه مصنوعی VD.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید