frogmarching

ترجمه

vt. کسی را مجبور به راه رفتن به جلو با دستان بالا برده شده پشت سرشان.

جملات نمونه

They frogmarched him into the yard.

او را با زور به حیاط بردند.

the cop frogmarched him down the steep stairs.

پلیس او را با زور از پله‌های شیب‌دار پایین برد.

نمونه‌های واقعی

It usually takes at least two people to frogmarch one person. Bye bye.

معمولاً حداقل دو نفر برای سوق دادن یک شخص به زور نیاز است. خداحافظ.

منبع: BBC Authentic English

He'd be frogmarching us all to the church at gunpoint.

او ما را با تهدید اسلحه به زور به کلیسا می‌برد.

منبع: The Durrells Season 1

You got it. I heard the word 'frogmarch' this morning. And do you know what we call a lot of frogs together?

متوجه شدم. امروز صبح کلمه 'frogmarch' را شنیدم. و می‌دانید چه نامی برای تعداد زیادی قورباغه با هم می‌آوریم؟

منبع: BBC Authentic English

No, 'to frogmarch' means to force someone who is unwilling to move forward or to walk somewhere, often by holding their arms tightly.

نه، 'to frogmarch' به این معنی است که فردی که نمی خواهد جلو برود یا به جایی برود را با زور و اغلب با گرفتن محکم دست هایش مجبور کنند.

منبع: BBC Authentic English

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید