froid

[ایالات متحده]/frɔɪd/
[بریتانیا]/frɔɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فْرود (نام جغرافیایی)

عبارات و ترکیب‌ها

sauté à froid

سوته‌آ سرد

cuisson à froid

پخت سرد

préparation à froid

آماده‌سازی سرد

assemblage à froid

مونتاژ سرد

formage à froid

شکل‌دهی سرد

saisie à froid

گرفتن سرد

travail à froid

کار سرد

opération à froid

عملیات سرد

procédé à froid

فرآیند سرد

condition à froid

شرایط سرد

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید