frothed milk
شیر روغنی
frothed coffee
قهوه روغنی
frothed cream
خامه روغنی
frothed beverage
نوشیدنی روغنی
frothed chocolate
شکلات روغنی
frothed tea
چای روغنی
frothed egg
تخم مرغ روغنی
frothed soup
سوپ روغنی
frothed drink
نوشیدنی روغنی
frothed latte
لاته روغنی
the milk frothed beautifully for the cappuccino.
شیر به زیبایی برای کاپوچینو کف کرد.
she frothed the egg whites until they were stiff.
او سفیده تخم مرغ را تا سفت شدن کف کرد.
the surf frothed against the rocks.
امواج در برابر صخره ها کف می کردند.
he frothed his drink with a whisk.
او نوشیدنی خود را با یک همزن کف کرد.
the soap frothed up quickly in the water.
صابون به سرعت در آب کف کرد.
she watched as the chocolate frothed in the pot.
او تماشا کرد که شکلات در قابلمه کف می کند.
the coffee frothed as it brewed.
همانطور که دم می شد، قهوه کف می کرد.
he frothed the cream for the dessert.
او برای دسر خامه را کف کرد.
the waves frothed and crashed against the shore.
امواج کف می کردند و به ساحل می خوردند.
she frothed the milk to create a latte art.
او شیر را کف کرد تا یک هنر لاته ایجاد کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید