frothed

[ایالات متحده]/frɒt/
[بریتانیا]/frɔːt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مشارک از froth، به معنای تولید حباب‌ها یا کف

عبارات و ترکیب‌ها

frothed milk

شیر روغنی

frothed coffee

قهوه روغنی

frothed cream

خامه روغنی

frothed beverage

نوشیدنی روغنی

frothed chocolate

شکلات روغنی

frothed tea

چای روغنی

frothed egg

تخم مرغ روغنی

frothed soup

سوپ روغنی

frothed drink

نوشیدنی روغنی

frothed latte

لاته روغنی

جملات نمونه

the milk frothed beautifully for the cappuccino.

شیر به زیبایی برای کاپوچینو کف کرد.

she frothed the egg whites until they were stiff.

او سفیده تخم مرغ را تا سفت شدن کف کرد.

the surf frothed against the rocks.

امواج در برابر صخره ها کف می کردند.

he frothed his drink with a whisk.

او نوشیدنی خود را با یک همزن کف کرد.

the soap frothed up quickly in the water.

صابون به سرعت در آب کف کرد.

she watched as the chocolate frothed in the pot.

او تماشا کرد که شکلات در قابلمه کف می کند.

the coffee frothed as it brewed.

همانطور که دم می شد، قهوه کف می کرد.

he frothed the cream for the dessert.

او برای دسر خامه را کف کرد.

the waves frothed and crashed against the shore.

امواج کف می کردند و به ساحل می خوردند.

she frothed the milk to create a latte art.

او شیر را کف کرد تا یک هنر لاته ایجاد کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید