| زمان گذشته | fructified |
| قسمت سوم فعل | fructified |
| شکل سوم شخص مفرد | fructifies |
| صفت یا فعل حال استمراری | fructifying |
fructify ideas
باروری ایده ها
fructify efforts
باروری تلاش ها
fructify plans
باروری برنامه ها
fructify dreams
باروری رویاها
fructify projects
باروری پروژه ها
fructify potential
باروری پتانسیل
fructify relationships
باروری روابط
fructify knowledge
باروری دانش
fructify talents
باروری استعدادها
fructify resources
باروری منابع
efforts to fructify the land have been successful.
تلاشها برای باروری زمین موفقیتآمیز بوده است.
we hope to fructify our ideas into a successful project.
امیدواریم ایدههای ما به یک پروژه موفق تبدیل شوند.
education can fructify the minds of young people.
آموزش میتواند ذهن جوانان را بارور کند.
collaboration can help to fructify innovation.
همکاری میتواند به باروری نوآوری کمک کند.
the new policies aim to fructify economic growth.
سیاستهای جدید برای باروری رشد اقتصادی طراحی شدهاند.
her dedication to the project helped fructify its potential.
تعهد او به پروژه به تحقق پتانسیل آن کمک کرد.
they are working hard to fructify their dreams.
آنها سخت در تلاشند تا رویاهایشان را محقق کنند.
community efforts can fructify local resources.
تلاشهای جامعه میتواند منابع محلی را بارور کند.
we need to fructify our research findings into practical applications.
ما باید یافتههای تحقیقاتی خود را به کاربردهای عملی تبدیل کنیم.
his mentorship helped to fructify the talents of many students.
راهنمایی او به تحقق استعدادهای بسیاری از دانشآموزان کمک کرد.
fructify ideas
باروری ایده ها
fructify efforts
باروری تلاش ها
fructify plans
باروری برنامه ها
fructify dreams
باروری رویاها
fructify projects
باروری پروژه ها
fructify potential
باروری پتانسیل
fructify relationships
باروری روابط
fructify knowledge
باروری دانش
fructify talents
باروری استعدادها
fructify resources
باروری منابع
efforts to fructify the land have been successful.
تلاشها برای باروری زمین موفقیتآمیز بوده است.
we hope to fructify our ideas into a successful project.
امیدواریم ایدههای ما به یک پروژه موفق تبدیل شوند.
education can fructify the minds of young people.
آموزش میتواند ذهن جوانان را بارور کند.
collaboration can help to fructify innovation.
همکاری میتواند به باروری نوآوری کمک کند.
the new policies aim to fructify economic growth.
سیاستهای جدید برای باروری رشد اقتصادی طراحی شدهاند.
her dedication to the project helped fructify its potential.
تعهد او به پروژه به تحقق پتانسیل آن کمک کرد.
they are working hard to fructify their dreams.
آنها سخت در تلاشند تا رویاهایشان را محقق کنند.
community efforts can fructify local resources.
تلاشهای جامعه میتواند منابع محلی را بارور کند.
we need to fructify our research findings into practical applications.
ما باید یافتههای تحقیقاتی خود را به کاربردهای عملی تبدیل کنیم.
his mentorship helped to fructify the talents of many students.
راهنمایی او به تحقق استعدادهای بسیاری از دانشآموزان کمک کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید