| جمع | frumps |
she got a reputation as a frump;
او به عنوان یک زن نامرتب شهرت پیدا کرد;
She got a reputation as a frump.
او به عنوان یک زن نامرتب شهرت پیدا کرد.
she got a reputation as a frump; she's a real dog.
او به عنوان یک زن نامرتب شهرت پیدا کرد؛ او یک سگ واقعی است.
she got a reputation as a frump;
او به عنوان یک زن نامرتب شهرت پیدا کرد;
She got a reputation as a frump.
او به عنوان یک زن نامرتب شهرت پیدا کرد.
she got a reputation as a frump; she's a real dog.
او به عنوان یک زن نامرتب شهرت پیدا کرد؛ او یک سگ واقعی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید