fug

[ایالات متحده]/fʌg/
[بریتانیا]/fʌɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هوای stale در یک اتاق
v. در یک اتاق stuffy ماندن؛ stuffy کردن
Word Forms
جمعfugs

عبارات و ترکیب‌ها

fug of smoke

دود غلیظ

fug of pollution

دود آلودگی

stuffy fug

دود خفه کننده

stale fug

دود کهنه

جملات نمونه

the cosy fug of the music halls.

فضای دنج و دلپذیر سالن‌های موسیقی

There is a fug in here, please open the window.

در این فضا دود وجود دارد، لطفاً پنجره را باز کنید.

In the thick of the fug there is an antismoking ray of light.

در میان دود غلیظ، یک پرتو نور ضد دود وجود دارد.

نمونه‌های واقعی

Even through my slightly drunken fug I had begun to realize this conversation was a bad idea.

حتی با وجود حالت مستی خفیفم، متوجه شده بودم که این گفتگو ایده بدی است.

منبع: Still Me (Me Before You #3)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید