fumbles

[ایالات متحده]/ˈfʌmbəlz/
[بریتانیا]/ˈfʌmbəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل دست زدن یا برخورد با چیزی به طور ناشیانه
v. به طور ناشیانه چیزی را دست زدن یا جستجو کردن

عبارات و ترکیب‌ها

fumbles the ball

اشتباه می‌کند هنگام بازی با توپ

fumbles with words

در به کار بردن کلمات دست و پنجه نرم می‌کند

fumbles through life

در زندگی سردرگم است

fumbles during play

در حین بازی اشتباه می‌کند

fumbles the pass

در پاس دادن توپ اشتباه می‌کند

fumbles for answers

به دنبال پاسخ‌ها می‌گردد و نمی‌یابد

fumbles the opportunity

فرصت را از دست می‌دهد

fumbles in conversation

در صحبت کردن دست و پا می‌چندد

fumbles under pressure

تحت فشار دچار اشتباه می‌شود

جملات نمونه

he fumbles with his keys when he's in a hurry.

وقتی عجله دارد، کلیدهایش را دست و پا می‌کند.

she fumbles over her words during the presentation.

در طول ارائه، کلماتش را به هم می‌ریزد.

the child fumbles with the puzzle pieces.

کودک قطعات پازل را دست و پا می‌کند.

he fumbles to find the right button on his phone.

او برای پیدا کردن دکمه درست روی تلفن همراهش دست و پا می‌کند.

she fumbles through her bag looking for her wallet.

او در حالی که کیفش را به دنبال کیف پولش می‌گردد، دست و پا می‌کند.

during the game, he fumbles the ball and loses possession.

در طول بازی، توپ را دست و پا می‌کند و مالکیت را از دست می‌دهد.

she fumbles with the remote control, trying to change the channel.

او در حالی که سعی می‌کند کانال را تغییر دهد، با کنترل از راه دور دست و پا می‌کند.

he fumbles his way through the dark room.

او با دست و پا از راه تاریک عبور می‌کند.

she fumbles to get her shoes on before the bus arrives.

او سعی می‌کند قبل از رسیدن اتوبوس کفشش را بپوشد و دست و پا می‌کند.

he fumbles with the camera settings to take a picture.

او برای گرفتن عکس، با تنظیمات دوربین دست و پا می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید