functionalized

[ایالات متحده]/ˈfʌŋkʃənəlaɪzd/
[بریتانیا]/ˈfʌŋkʃəˌnaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای گروه‌های عملکردی; ساخته شده برای داشتن عملکردهای خاص

عبارات و ترکیب‌ها

functionalized surface

سطح کاربردی

functionalized polymer

پلیمِر کاربردی

functionalized nanoparticle

نانوذره کاربردی

functionalized ligand

لیگاند کاربردی

functionalized molecule

مولکول کاربردی

functionalized catalyst

کاتالیزور کاربردی

functionalized electrode

الکترود کاربردی

functionalized coating

روکش کاربردی

functionalized fiber

فیبر کاربردی

functionalized surface-active

سطحی فعال کاربردی

جملات نمونه

the researchers functionalized the surface to improve adhesion.

محققان سطح را برای بهبود چسبندگی، کاربردی کردند.

functionalized materials can enhance the performance of batteries.

مواد کاربردی شده می‌توانند عملکرد باتری‌ها را بهبود بخشند.

they functionalized the polymer to make it more hydrophobic.

آنها پلیمر را کاربردی کردند تا آن را بیشتر آب‌گریز کنند.

functionalized nanoparticles have various applications in medicine.

نانوذرات کاربردی شده کاربردهای مختلفی در پزشکی دارند.

the team successfully functionalized the coating for better durability.

تیم با موفقیت پوشش را برای افزایش دوام، کاربردی کرد.

functionalized surfaces can repel dirt and bacteria.

سطوح کاربردی شده می‌توانند گرد و غبار و باکتری‌ها را دفع کنند.

they are developing functionalized fibers for advanced textiles.

آنها در حال توسعه الیاف کاربردی شده برای نساج‌های پیشرفته هستند.

functionalized silica can be used in drug delivery systems.

سیلیس کاربردی شده می‌تواند در سیستم‌های تحویل دارو استفاده شود.

the scientists functionalized the enzyme to enhance its activity.

دانشمندان آنزیم را برای افزایش فعالیت آن، کاربردی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید