funerall

[ایالات متحده]/ˈfjuːnərəl/
[بریتانیا]/ˈfjuːnərəl/

ترجمه

n. گونه‌ای مراسم که برای دفن یا سوختن یک فرد م亡 استفاده می‌شود.
شکل‌های واژه
جمعfuneralls

جملات نمونه

the funeral was held on a rainy tuesday.

جنازه در یک دوشنبه بارانی برگزار شد.

we attended the funeral of our beloved grandfather.

ما به جنازه پدربزرگ عزیت‌مان حضور یافتیم.

the funeral procession slowly made its way through the streets.

فرآیند جنازه به آرامی از طریق خیابان‌ها حرکت کرد.

she delivered a beautiful eulogy at the funeral.

او در جنازه یک تکیه‌نامه زیبایی را ارائه کرد.

the funeral director handled all the arrangements with care.

مدیر جنازه تمامی برنامه‌ریزی‌ها را با دقت مدیریت کرد.

black is the traditional color for funerals in many cultures.

سیاه در بسیاری از فرهنگ‌ها رنگ سنتی جنازه‌ها است.

the church funeral service began at ten o'clock.

خدمت جنازه کلیسایی در ساعت ده بجگشت.

flowers were placed on the casket during the funeral.

در حین جنازه گل‌ها روی جادوگر قرار داده شدند.

many friends came to pay their respects at the funeral.

بanyak دوستان به جنازه آمدند تا احترام خود را نشان دهند.

the funeral cortege stretched for several blocks.

فرآیند جنازه به چند بلوک امتداد یافت.

a military funeral was held for the veteran.

جنازه‌ای نظامی برای بازیگر قدیمی برگزار شد.

the family chose a simple, dignified funeral.

خانواده یک جنازه ساده و با احترام انتخاب کرد.

funeral rites vary greatly across different religions.

آیین‌های جنازه در میان مذاهب مختلف به طور چشمگیری متفاوت است.

we need to finalize the funeral arrangements this week.

ما باید این هفته برنامه‌ریزی‌های جنازه را نهایی کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید