committal

[ایالات متحده]/kə'mɪt(ə)l/
[بریتانیا]/kəˈmɪtl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واگذاری، قبول مسئولیت‌ها، حمایت

عبارات و ترکیب‌ها

committal hearing

گواهي ارجاعي

committal to prison

ارجاع به زندان

committal order

دستور ارجاع

committal proceedings

رسائل ارجاعي

جملات نمونه

committal to a mental institution

ارجاع به یک مرکز روانپزشکی

committal of a crime

ارتکاب جرم

committal to a psychiatric hospital

ارجاع به بیمارستان روانپزشکی

committal to a juvenile detention center

ارجاع به مرکز نگهداری نوجوانان

نمونه‌های واقعی

At 4: 00 PM, it will enter St. George's Chapel for a final committal service.

در ساعت 16:00، وارد کاپلای سنت جورج برای مراسم تشییع نهایی خواهد شد.

منبع: Newsweek

Here are the prisoner's committal forms.

در اینجا فرم‌های تعهد زندانی وجود دارد.

منبع: A Clockwork Orange

The coffin will then be taken to Windsor for the committal service where the queen's husband Prince Philip was laid to rest.

سپس تابوت به ویندزور برده خواهد شد تا برای مراسم تشییع، جایی که همسر ملکه، شاهزاده فیلیپ، به خاک سپرده شد.

منبع: VOA Standard English_Europe

The coffin was taken into Saint George's Chapel for the committal service, the Imperial State Crown the scepter and orb, the symbols of royal succession were removed from the coffin and placed on the altar.

تابوت وارد کاپلای سنت جورج برای مراسم تشییع شد، تاج امپراتوری، عصا و کره، نمادهای جانشینی سلطنتی از تابوت خارج و روی محراب قرار داده شدند.

منبع: VOA Standard English_Europe

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید