fungibles

[ایالات متحده]/ˈfʌndʒəblz/
[بریتانیا]/ˈfʌndʒəblz/

ترجمه

adj. قابل تعویض; قابل جایگزینی
n. جانشین‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

fungibles market

بازار کالاها

fungibles assets

دارایی‌های قابل تعویض

fungibles trading

معاملات کالا

fungibles exchange

صرافی کالا

fungibles valuation

ارزش‌گذاری کالا

fungibles category

دسته‌بندی کالا

fungibles definition

تعریف کالا

fungibles examples

نمونه‌های کالا

fungibles types

انواع کالا

fungibles regulation

تنظیم مقررات کالا

جملات نمونه

fungibles are essential in the trading market.

اشیای قابل تعویض برای بازار تجاری ضروری هستند.

money is often considered one of the most fungibles.

پول اغلب به عنوان یکی از رایج ترین اشیاء قابل تعویض در نظر گرفته می شود.

in finance, fungibles can be easily exchanged for one another.

در امور مالی، اشیاء قابل تعویض را می توان به راحتی با یکدیگر تعویض کرد.

stocks and bonds are examples of fungibles.

سهام و اوراق قرضه نمونه هایی از اشیاء قابل تعویض هستند.

understanding fungibles is crucial for investors.

درک اشیاء قابل تعویض برای سرمایه گذاران بسیار مهم است.

fungibles can help simplify transactions.

اشیای قابل تعویض می توانند به ساده سازی معاملات کمک کنند.

in economics, fungibles refer to items that can be replaced.

در اقتصاد، اشیاء قابل تعویض به اقلامی گفته می شود که می توان آنها را جایگزین کرد.

digital currencies are becoming increasingly fungible.

ارزهای دیجیتال به طور فزاینده ای قابل تعویض در حال تبدیل شدن هستند.

fungibles play a key role in supply chain management.

اشیای قابل تعویض نقش کلیدی در مدیریت زنجیره تامین ایفا می کنند.

many commodities are fungibles in global trade.

کالاهای بسیاری در تجارت جهانی قابل تعویض هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید