funnelled

[ایالات متحده]/'fʌn(ə)l/
[بریتانیا]/'fʌnl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لوله یا لوله‌ای که در بالا عریض و در پایین باریک است و برای هدایت مایع یا پودر به داخل یک ظرف استفاده می‌شود
vt. عبور کردن از طریق قیف یا دودکش
vi. به شکل قیف درآمدن.

عبارات و ترکیب‌ها

kitchen funnel

قیف آشپزخانه

oil funnel

قیف روغن

funnel cake

کیک قیفی

funnel cloud

ابر قیفی

funnel chest

قفسه سینه قیفی

جملات نمونه

a funnel of light fell from a circular ceiling.

یک قیف نور از سقف دایره‌ای چکه کرد.

The crowd funneled through the hall.

جمعیت از طریق راهرو عبور کرد.

tourists funneling slowly through customs.

گردشگران به آرامی از طریق گمرک عبور می‌کنند.

funnel all one's energies into a job

تمام انرژی خود را در یک شغل متمرکز کنید.

Pour the crude product into a separatory funnel and the aqueous layer is removed.

محصول خام را در وارونگر بریزید و لایه آبی را جدا کنید.

Most of the devices are simple—such as a blacklight and funnel above a bucket of cyanide gas—but effective.

اکثر دستگاه‌ها ساده هستند - مانند یک لامپ سیاه و یک قیف بالای سطل گاز سیانید - اما مؤثر هستند.

To improve the efficiency of China's monetary policy, the urgent task is to take the effective measure to hold “ funnel ” effect and “ collapsar ” effect.

برای بهبود کارایی سیاست پولی چین، وظیفه فوری اتخاذ اقداماتی برای کنترل اثر "قیف" و اثر "فروپاشی" است.

Esophageal barium meal examination showed visible esophageal smooth funnel-shaped narrow the application of spasmolytic agents will enable the expansion.

معاینه باریم معده در مری نشان داد که باریک شدن مری صاف و قیفی شکل قابل مشاهده است و استفاده از عوامل اسپاسمولیتیک امکان گسترش را فراهم می‌کند.

As to the profile shapes of ground collapse, they are approximately divided into vertical shaft, butterfly, funnel, ampulliform in shapes and so on.

در مورد شکل‌های پروفایل ریزش زمین، آنها تقریباً به صورت محوری، پروانه‌ای، قیفی، آمپول‌مانند و غیره تقسیم می‌شوند.

orchid of northeastern United States with magenta-pink flowers having funnel-shaped lip; sometimes placed in genus Pogonia.

نوعی ارکیده از شمال شرقی ایالات متحده با گل‌های صورتی مگنتا با لب‌های به شکل قیف؛ گاهی اوقات در جنس پوگونیا قرار می‌گیرد.

We stayed away from prepared foods such as funnel cake and spanakopita because their Caloric content is closely tied to the particular recipe used;

ما از غذاهای آماده مانند کیک قیفی و اسفناکوپیتای دور ماندیم زیرا محتوای کالری آنها به طور خاص به دستورالعمل مورد استفاده بستگی دارد.

Gamma ray curve of the Upper Paleozoic in Daniudi gas field can be divided into 4 basic electrofacies types, including bell - shaped, funnel-shaped, box-like and finger - like electrofacies.

منحنی پرتو گاما دوره بالایی سفلی در میدان گازی دانیودی را می‌توان به 4 نوع الکتروفاسیال اساسی تقسیم کرد، از جمله الکتروفاسیال‌های به شکل ناقوس، قیفی، جعبه‌ای و انگشتی.

نمونه‌های واقعی

The renal papilla project into minor calyces which join together to form major calyces which funnel into the renal pelvis.

سطح کلیه به کلیه‌های کوچک‌تر متصل می‌شود که با هم ترکیب شده و به لگن کلیه تخلیه می‌شوند.

منبع: Osmosis - Anatomy and Physiology

Why are drinking out of a funnel?

چرا از قیف نوشیدن؟

منبع: Modern Family - Season 03

Instead the glomerulus funnels blood into efferent arterioles which divide into capillaries a second time.

در عوض، گلومرول خون را از طریق سربردهای خروجی به عروق مویرگی هدایت می‌کند که برای بار دوم به مویرگ‌ها تقسیم می‌شوند.

منبع: Osmosis - Anatomy and Physiology

The tiers of seats for the spectators rose high above the arena, like a giant oval funnel.

ردیف‌های صندلی برای تماشاگران به طور قابل توجهی بالای میدان بالا رفته بودند، مانند یک قیف بیضی غول پیکر.

منبع: A Brief History of the World

So, the Siwa and other oases are essentially funnels for all water from surrounding areas to flow into.

بنابراین، سیوا و سایر واحات‌ها اساساً کانال‌هایی برای هدایت تمام آب از مناطق اطراف هستند.

منبع: Listening Digest

Now, the London Boys were allegedly funneling money and fighters to the group as far back as 2007.

اکنون، پسران لندن به طور غیررسمی به این گروه پول و جنگجوها را به عنوان دورترین سال 2007 هدایت می‌کردند.

منبع: NPR News February 2015 Compilation

Instead, we should funnel our energy into breaking this cycle.

در عوض، باید انرژی خود را به شکستن این چرخه هدایت کنیم.

منبع: Lean In

Funnel cakes are basically dough covered by confectioner's sugar.

کیک‌های قیفی اساساً خمیری هستند که با پودر قند پوشانده شده‌اند.

منبع: Grandparents' Vocabulary Lesson

So they end up being funneled down the big corporate path.

بنابراین، آنها در نهایت در مسیر بزرگ شرکتی هدایت می‌شوند.

منبع: Cambridge top student book sharing

A funnel cloud was spotted in northwest Oklahoma on Monday.

یک ابر قیفی در شمال غربی اوکلاهوما در روز دوشنبه مشاهده شد.

منبع: AP Listening Collection May 2016

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید