| زمان گذشته | furloughed |
| شکل سوم شخص مفرد | furloughs |
| جمع | furloughs |
| صفت یا فعل حال استمراری | furloughing |
| قسمت سوم فعل | furloughed |
The soldiers had their furloughs in their breast pockets.
سربازان مرخصی های خود را در جیب سینه خود داشتند.
Some soldiers went on furlough for two weeks.
برخی از سربازان برای دو هفته مرخصی رفتند.
The Navy furloughed him and never called him back to active duty.
ناوگان او را مرخص کرد و هرگز برای انجام وظیفه فعال فراخوان نکرد.
He was placed on furlough due to the company's financial difficulties.
او به دلیل مشکلات مالی شرکت در مرخصی قرار گرفت.
The organization announced furloughs for some of its employees.
سازمان مرخصی برای برخی از کارمندان خود اعلام کرد.
She had to take a furlough from work to care for her sick child.
او مجبور شد برای مراقبت از فرزند بیمارش از کار مرخصی بگیرد.
The company implemented furloughs as a cost-cutting measure.
شرکت به عنوان یک اقدام صرفهجویی در هزینهها، مرخصی را اجرا کرد.
Many workers were put on unpaid furlough during the pandemic.
بسیاری از کارگران در طول همهگیری مرخصی بدون حقوق قرار گرفتند.
The government provided furlough schemes to support businesses during the crisis.
دولت طرحهای مرخصی را برای حمایت از کسب و کارها در طول بحران ارائه کرد.
She was grateful for the furlough that allowed her to spend time with her family.
او از مرخصی که به او اجازه داد با خانوادهاش وقت بگذراند سپاسگزار بود.
The union negotiated for better terms for furloughed workers.
اتحادیه برای شرایط بهتر برای کارگران مرخص شده مذاکره کرد.
He used the furlough period to work on personal projects and hobbies.
او از دوره مرخصی برای کار بر روی پروژهها و سرگرمیهای شخصی استفاده کرد.
Employees were unsure if the furlough would be temporary or permanent.
کارمندان مطمئن نبودند که آیا مرخصی موقت خواهد بود یا دائمی.
The soldiers had their furloughs in their breast pockets.
سربازان مرخصی های خود را در جیب سینه خود داشتند.
Some soldiers went on furlough for two weeks.
برخی از سربازان برای دو هفته مرخصی رفتند.
The Navy furloughed him and never called him back to active duty.
ناوگان او را مرخص کرد و هرگز برای انجام وظیفه فعال فراخوان نکرد.
He was placed on furlough due to the company's financial difficulties.
او به دلیل مشکلات مالی شرکت در مرخصی قرار گرفت.
The organization announced furloughs for some of its employees.
سازمان مرخصی برای برخی از کارمندان خود اعلام کرد.
She had to take a furlough from work to care for her sick child.
او مجبور شد برای مراقبت از فرزند بیمارش از کار مرخصی بگیرد.
The company implemented furloughs as a cost-cutting measure.
شرکت به عنوان یک اقدام صرفهجویی در هزینهها، مرخصی را اجرا کرد.
Many workers were put on unpaid furlough during the pandemic.
بسیاری از کارگران در طول همهگیری مرخصی بدون حقوق قرار گرفتند.
The government provided furlough schemes to support businesses during the crisis.
دولت طرحهای مرخصی را برای حمایت از کسب و کارها در طول بحران ارائه کرد.
She was grateful for the furlough that allowed her to spend time with her family.
او از مرخصی که به او اجازه داد با خانوادهاش وقت بگذراند سپاسگزار بود.
The union negotiated for better terms for furloughed workers.
اتحادیه برای شرایط بهتر برای کارگران مرخص شده مذاکره کرد.
He used the furlough period to work on personal projects and hobbies.
او از دوره مرخصی برای کار بر روی پروژهها و سرگرمیهای شخصی استفاده کرد.
Employees were unsure if the furlough would be temporary or permanent.
کارمندان مطمئن نبودند که آیا مرخصی موقت خواهد بود یا دائمی.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید