furnaceman

[ایالات متحده]/ˈfɜːnəsˌmæn/
[بریتانیا]/ˈfɜrnəˌmæn/

ترجمه

n. کارگری که کوره را راه‌اندازی یا نگهداری می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

furnaceman job

شغل کارگر تعمیر و نگهداری

furnaceman duties

وظایف کارگر تعمیر و نگهداری

furnaceman skills

مهارت‌های کارگر تعمیر و نگهداری

furnaceman training

آموزش کارگر تعمیر و نگهداری

furnaceman tools

ابزارهای کارگر تعمیر و نگهداری

furnaceman safety

ایمنی کارگر تعمیر و نگهداری

furnaceman experience

تجربه کارگر تعمیر و نگهداری

furnaceman salary

حقوق کارگر تعمیر و نگهداری

furnaceman position

موقعیت شغلی کارگر تعمیر و نگهداری

furnaceman responsibilities

مسئولیت‌های کارگر تعمیر و نگهداری

جملات نمونه

the furnaceman arrived early in the morning.

گرم‌نگار صبح زود رسید.

the furnaceman checked the temperature of the furnace.

گرم‌نگار دمای اجاق را بررسی کرد.

our furnaceman is very experienced in his job.

گرم‌نگار ما در کارش بسیار با تجربه است.

the furnaceman fixed the broken equipment quickly.

گرم‌نگار به سرعت تجهیزات خراب را تعمیر کرد.

it's important for a furnaceman to understand safety protocols.

برای یک گرم‌نگار درک پروتکل‌های ایمنی مهم است.

the furnaceman works long hours during the winter.

گرم‌نگار در طول زمستان ساعت‌های طولانی کار می‌کند.

the furnaceman explained the process to the new workers.

گرم‌نگار فرآیند را برای کارگران جدید توضیح داد.

he became a furnaceman after completing his training.

او پس از اتمام آموزش به یک گرم‌نگار تبدیل شد.

the furnaceman wore protective gear while working.

گرم‌نگار در حین کار از تجهیزات محافظتی استفاده کرد.

every furnaceman should know how to handle emergencies.

هر گرم‌نگاری باید بداند چگونه شرایط اضطراری را مدیریت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید