hidden furtivenesses
خفیونت های پنهان
subtle furtivenesses
خفیونت های ظریف
quiet furtivenesses
خفیونت های آرام
constant furtivenesses
خفیونت های دائمی
deliberate furtivenesses
خفیونت های عمدی
persistent furtivenesses
خفیونت های پیگیر
unseen furtivenesses
خفیونت های نادیده
fleeting furtivenesses
خفیونت های زودگذر
occasional furtivenesses
خفیونت های گاه به گاه
natural furtivenesses
خفیونت های طبیعی
his furtivenesses made everyone suspicious of his intentions.
رفت و روب او باعث شد همه نسبت به نیاتش مشکوک شوند.
she moved with a sense of furtivenesses, trying not to attract attention.
او با حسی از پنهانکاری حرکت میکرد و سعی میکرد توجه کسی را جلب نکند.
the furtivenesses in his eyes revealed his hidden agenda.
پنهانکاری در چشمانش، برنامه پنهان او را آشکار کرد.
they communicated in furtivenesses, aware of the prying ears around.
آنها با پنهانکاری با یکدیگر ارتباط برقرار میکردند و از گوشهای کنجکاوی که اطرافشان بود آگاه بودند.
her furtivenesses suggested that she was hiding something important.
پنهانکاری او نشان میداد که او چیزی مهم را پنهان میکند.
he often acted with furtivenesses, making it hard to trust him.
او اغلب با پنهانکاری رفتار میکرد و باعث میشد به او اعتماد کردن سخت باشد.
the furtivenesses of the shadows added to the eerie atmosphere.
پنهانکاری سایهها به فضای وهمآلود کمک کرد.
in her furtivenesses, she found a way to escape detection.
در پنهانکاری خود، او راهی برای فرار از شناسایی پیدا کرد.
his furtivenesses were a stark contrast to her open demeanor.
پنهانکاری او در تضاد آشکار با رفتار آشکار او بود.
they planned their moves with great furtivenesses to avoid being caught.
آنها با پنهانکاری زیاد برنامههای خود را طراحی کردند تا از دست گرفتن آنها جلوگیری کنند.
hidden furtivenesses
خفیونت های پنهان
subtle furtivenesses
خفیونت های ظریف
quiet furtivenesses
خفیونت های آرام
constant furtivenesses
خفیونت های دائمی
deliberate furtivenesses
خفیونت های عمدی
persistent furtivenesses
خفیونت های پیگیر
unseen furtivenesses
خفیونت های نادیده
fleeting furtivenesses
خفیونت های زودگذر
occasional furtivenesses
خفیونت های گاه به گاه
natural furtivenesses
خفیونت های طبیعی
his furtivenesses made everyone suspicious of his intentions.
رفت و روب او باعث شد همه نسبت به نیاتش مشکوک شوند.
she moved with a sense of furtivenesses, trying not to attract attention.
او با حسی از پنهانکاری حرکت میکرد و سعی میکرد توجه کسی را جلب نکند.
the furtivenesses in his eyes revealed his hidden agenda.
پنهانکاری در چشمانش، برنامه پنهان او را آشکار کرد.
they communicated in furtivenesses, aware of the prying ears around.
آنها با پنهانکاری با یکدیگر ارتباط برقرار میکردند و از گوشهای کنجکاوی که اطرافشان بود آگاه بودند.
her furtivenesses suggested that she was hiding something important.
پنهانکاری او نشان میداد که او چیزی مهم را پنهان میکند.
he often acted with furtivenesses, making it hard to trust him.
او اغلب با پنهانکاری رفتار میکرد و باعث میشد به او اعتماد کردن سخت باشد.
the furtivenesses of the shadows added to the eerie atmosphere.
پنهانکاری سایهها به فضای وهمآلود کمک کرد.
in her furtivenesses, she found a way to escape detection.
در پنهانکاری خود، او راهی برای فرار از شناسایی پیدا کرد.
his furtivenesses were a stark contrast to her open demeanor.
پنهانکاری او در تضاد آشکار با رفتار آشکار او بود.
they planned their moves with great furtivenesses to avoid being caught.
آنها با پنهانکاری زیاد برنامههای خود را طراحی کردند تا از دست گرفتن آنها جلوگیری کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید