fusing

[ایالات متحده]/'fju:ziŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ذوب شدن، مایع شدن

عبارات و ترکیب‌ها

fusing metal

ادغام فلز

fusing glass

ادغام شیشه

fusing plastic

ادغام پلاستیک

fusing point

نقطه ذوب

جملات نمونه

any low-fusing alloy used in cheoplasty (molding artificial teeth).

هر آلیاژ کم دمای ذوب که در چِلوپلاستی (تولید دندان‌های مصنوعی) استفاده می‌شود.

In order to detect and track dim-point targets under the complex background of sky, a high speed method is put, which uses multiwindow, little yardstick, repetitious subtracting and fusing images.

به منظور تشخیص و ردیابی اهداف کم‌نقطه در پس‌زمینه پیچیده آسمان، یک روش با سرعت بالا به کار می‌رود که از پنجره‌های متعدد، خط‌کش کوچک، تفریق تکراری و ادغام تصاویر استفاده می‌کند.

It has been described as work that “relies on geometry and symmetry, fusing curvilinear shapes into pixilated, cleverly impressionistic jigsaw puzzles”.

این اثر به عنوان کاری توصیف شده است که "به هندسه و تقارن متکی است و اشکال منحنی را به طور هوشمندانه و با الهام از پازل های تصویری پیکسلی ترکیب می کند."

The alloy layer of tinplate is an intermetallic compound formed between base plate and tin coating through thermodiffusion during the treatment of heating and fusing after electrotinning.

لایه آلیاژی ورق قلع یک ترکیب بین‌فلزی است که در اثر انتشار حرارتی بین صفحه پایه و پوشش قلع در طول فرآیند گرمایش و ذوب پس از قلع‌کاری الکتریکی تشکیل می‌شود.

The artist is fusing different styles in his latest work.

هنرمند در آخرین اثر خود سبک‌های مختلف را با هم ترکیب می‌کند.

Fusing elements of jazz and hip-hop creates a unique sound.

ترکیب عناصر جاز و هیپ‌هاپ یک صدای منحصر به فرد ایجاد می‌کند.

The chef is fusing Asian and Western flavors to create a fusion cuisine.

سرآشپز طعم‌های آسیایی و غربی را با هم ترکیب می‌کند تا یک غذای تلفیقی ایجاد کند.

The company is fusing technology and art to create innovative products.

شرکت فناوری و هنر را با هم ترکیب می‌کند تا محصولات نوآورانه‌ای ایجاد کند.

Fusing traditional dance with modern choreography results in a captivating performance.

ترکیب رقص سنتی با طراحی رقص مدرن منجر به یک اجرای جذاب می‌شود.

The scientist is fusing different chemicals to create a new compound.

دانشمند مواد شیمیایی مختلف را با هم ترکیب می‌کند تا یک ترکیب جدید ایجاد کند.

Fusing old and new architectural styles gives the building a unique character.

ترکیب سبک‌های معماری قدیمی و جدید به ساختمان شخصیت منحصر به فردی می‌بخشد.

The designer is fusing vintage clothing with modern accessories for a fresh look.

طراح لباس‌های قدیمی را با لوازم جانبی مدرن ترکیب می‌کند تا ظاهری نو و تازه ایجاد کند.

Fusing different musical genres can lead to exciting collaborations.

ترکیب ژانرهای مختلف موسیقی می‌تواند منجر به همکاری‌های هیجان‌انگیز شود.

The team is fusing data from various sources to gain valuable insights.

تیم داده‌ها را از منابع مختلف با هم ترکیب می‌کند تا بینش‌های ارزشمندی به دست آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید