fussier

[ایالات متحده]/ˈfʌsɪə/
[بریتانیا]/ˈfʌsɪr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بیشتر وسواسی; بیش از حد نگران جزئیات; مضطرب یا ناراحت; به طور مفرط تزئین شده; مشغول امور بی‌اهمیت

عبارات و ترکیب‌ها

fussier than

تک‌روتر از

fussier about

در مورد تک‌روتر

fussier eater

خوردن‌کنندهٔ سخت‌گیرتر

fussier child

کودک سخت‌گیرتر

fussier tastes

سلیقه‌های سخت‌گیرتر

fussier preferences

ترجیحات سخت‌گیرتر

fussier style

سبک سخت‌گیرتر

fussier details

جزئیات سخت‌گیرتر

fussier choices

انتخاب‌های سخت‌گیرتر

fussier standards

استانداردهای سخت‌گیرتر

جملات نمونه

she is fussier about her food than anyone i know.

او بیشتر از هر كس دیگر در مورد غذای خود سخت‌گیر است.

my cat has become fussier since we changed her diet.

گربه من از زمانی که رژیم غذایی او را تغییر دادیم، سخت‌گیرتر شده است.

he is fussier than his siblings when it comes to clothing.

وقتی صحبت از لباس می‌شود، او بیشتر از خواهر و برادرانش سخت‌گیر است.

parents can be fussier about their children's education.

والدین می‌توانند در مورد تحصیلات فرزندانشان سخت‌گیرتر باشند.

she became fussier about her appearance as she got older.

با بزرگتر شدن او، در مورد ظاهرش سخت‌گیرتر شد.

he's fussier about cleanliness than anyone i've met.

او بیشتر از هر كس دیگری که ملاقات کرده ام، در مورد نظافت سخت‌گیرتر است.

my grandmother is fussier about her garden than ever.

مادربزرگ من بیشتر از همیشه در مورد باغش سخت‌گیر است.

she is fussier with her makeup than with her clothes.

او بیشتر در مورد آرایشش سخت‌گیر است تا لباس‌هایش.

some customers can be fussier than others when ordering food.

برخی از مشتریان هنگام سفارش غذا می‌توانند بیشتر از دیگران سخت‌گیر باشند.

he has always been fussier about his work than his colleagues.

او همیشه بیشتر از همکارانش در مورد کارش سخت‌گیر بوده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید