fussier than
تکروتر از
fussier about
در مورد تکروتر
fussier eater
خوردنکنندهٔ سختگیرتر
fussier child
کودک سختگیرتر
fussier tastes
سلیقههای سختگیرتر
fussier preferences
ترجیحات سختگیرتر
fussier style
سبک سختگیرتر
fussier details
جزئیات سختگیرتر
fussier choices
انتخابهای سختگیرتر
fussier standards
استانداردهای سختگیرتر
she is fussier about her food than anyone i know.
او بیشتر از هر كس دیگر در مورد غذای خود سختگیر است.
my cat has become fussier since we changed her diet.
گربه من از زمانی که رژیم غذایی او را تغییر دادیم، سختگیرتر شده است.
he is fussier than his siblings when it comes to clothing.
وقتی صحبت از لباس میشود، او بیشتر از خواهر و برادرانش سختگیر است.
parents can be fussier about their children's education.
والدین میتوانند در مورد تحصیلات فرزندانشان سختگیرتر باشند.
she became fussier about her appearance as she got older.
با بزرگتر شدن او، در مورد ظاهرش سختگیرتر شد.
he's fussier about cleanliness than anyone i've met.
او بیشتر از هر كس دیگری که ملاقات کرده ام، در مورد نظافت سختگیرتر است.
my grandmother is fussier about her garden than ever.
مادربزرگ من بیشتر از همیشه در مورد باغش سختگیر است.
she is fussier with her makeup than with her clothes.
او بیشتر در مورد آرایشش سختگیر است تا لباسهایش.
some customers can be fussier than others when ordering food.
برخی از مشتریان هنگام سفارش غذا میتوانند بیشتر از دیگران سختگیر باشند.
he has always been fussier about his work than his colleagues.
او همیشه بیشتر از همکارانش در مورد کارش سختگیر بوده است.
fussier than
تکروتر از
fussier about
در مورد تکروتر
fussier eater
خوردنکنندهٔ سختگیرتر
fussier child
کودک سختگیرتر
fussier tastes
سلیقههای سختگیرتر
fussier preferences
ترجیحات سختگیرتر
fussier style
سبک سختگیرتر
fussier details
جزئیات سختگیرتر
fussier choices
انتخابهای سختگیرتر
fussier standards
استانداردهای سختگیرتر
she is fussier about her food than anyone i know.
او بیشتر از هر كس دیگر در مورد غذای خود سختگیر است.
my cat has become fussier since we changed her diet.
گربه من از زمانی که رژیم غذایی او را تغییر دادیم، سختگیرتر شده است.
he is fussier than his siblings when it comes to clothing.
وقتی صحبت از لباس میشود، او بیشتر از خواهر و برادرانش سختگیر است.
parents can be fussier about their children's education.
والدین میتوانند در مورد تحصیلات فرزندانشان سختگیرتر باشند.
she became fussier about her appearance as she got older.
با بزرگتر شدن او، در مورد ظاهرش سختگیرتر شد.
he's fussier about cleanliness than anyone i've met.
او بیشتر از هر كس دیگری که ملاقات کرده ام، در مورد نظافت سختگیرتر است.
my grandmother is fussier about her garden than ever.
مادربزرگ من بیشتر از همیشه در مورد باغش سختگیر است.
she is fussier with her makeup than with her clothes.
او بیشتر در مورد آرایشش سختگیر است تا لباسهایش.
some customers can be fussier than others when ordering food.
برخی از مشتریان هنگام سفارش غذا میتوانند بیشتر از دیگران سختگیر باشند.
he has always been fussier about his work than his colleagues.
او همیشه بیشتر از همکارانش در مورد کارش سختگیر بوده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید