futurity

[ایالات متحده]/fjʊˈtʃʊərɪti/
[بریتانیا]/fjuˈtʃʊrɪti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت بودن در آینده; رویدادها یا شرایط آینده
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

futurity of life

آینده زندگی

futurity in thought

آینده در تفکر

futurity of actions

آینده اعمال

futurity of decisions

آینده تصمیمات

futurity of knowledge

آینده دانش

futurity of technology

آینده فناوری

futurity of society

آینده جامعه

futurity in planning

آینده در برنامه ریزی

futurity of ideas

آینده ایده ها

futurity of dreams

آینده رویاها

جملات نمونه

futurity is often considered in planning for retirement.

آینده اغلب در نظر گرفته می شود هنگام برنامه ریزی برای بازنشستگی.

in futurity, technology will continue to evolve rapidly.

در آینده، فناوری به سرعت به تکامل خود ادامه خواهد داد.

we must think about the futurity of our planet.

ما باید در مورد آینده سیاره خود فکر کنیم.

his decisions reflect a concern for futurity.

تصمیمات او نشان دهنده نگرانی در مورد آینده است.

futurity can be uncertain, but planning helps.

آینده می تواند نامطمئن باشد، اما برنامه ریزی کمک می کند.

many cultures emphasize the importance of futurity.

فرهنگ های زیادی بر اهمیت آینده تاکید دارند.

investing in education is a way to secure futurity.

سرمایه گذاری در آموزش راهی برای تأمین آینده است.

futurity often involves making sacrifices in the present.

آینده اغلب شامل ایجاد فداکاری در زمان حال می شود.

we need to address issues of futurity in our policies.

ما باید مسائل مربوط به آینده را در سیاست های خود مورد توجه قرار دهیم.

futurity is a key concept in sustainable development.

آینده یک مفهوم کلیدی در توسعه پایدار است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید