gabbles

[ایالات متحده]/ˈɡæb(ə)lz/
[بریتانیا]/ˈɡæb(ə)lz/

ترجمه

v. به سرعت و نامفهوم صحبت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

gabbles away

با عجله صحبت می‌کند

gabbles nonsense

حرف‌های بی‌معنی می‌گوید

gabbles excitedly

با هیجان صحبت می‌کند

gabbles quickly

سریع صحبت می‌کند

gabbles incoherently

به طور نامفهوم صحبت می‌کند

gabbles loudly

بلند صحبت می‌کند

gabbles on

ادامه می‌دهد صحبت کردن

gabbles happily

با خوشحالی صحبت می‌کند

gabbles cheerfully

با خوش‌مزاجی صحبت می‌کند

gabbles endlessly

بی‌وقفه صحبت می‌کند

جملات نمونه

the baby gabbles happily in the crib.

نوزاد با خوشحالی در گهواره حباب می زند.

she gabbles about her day at school.

او در مورد روزش در مدرسه حباب می زند.

he gabbles when he gets excited.

وقتی هیجان زده می شود، حباب می زند.

the children gabbled with joy during the party.

کودکان با خوشحالی در طول مهمانی حباب زدند.

she often gabbles on the phone for hours.

او اغلب ساعت ها با تلفن حباب می زند.

the dog gabbles when it sees strangers.

وقتی غریبه می بیند، سگ حباب می زند.

he gabbles in a mix of languages.

او به ترکیبی از زبان ها حباب می زند.

during the meeting, she gabbled her ideas quickly.

در طول جلسه، او ایده های خود را به سرعت حباب زد.

the parrot gabbles phrases it has learned.

او جملاتی را که آموخته حباب می زند.

he gabbles nervously before speaking in public.

او قبل از صحبت کردن در جمع به طور عصبی حباب می زند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید