gabblings

[ایالات متحده]/ˈɡæb.lɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɡæb.lɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به سرعت و به طور نامفهوم صحبت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

gabbling away

در حال حرف زدن بی‌وقفه

gabbling nonsense

حرف زدن‌های بی‌معنی

gabbling like

صحبت کردن مثل

gabbling birds

پرندگان در حال حرف زدن

gabbling voices

صداهای بی‌وقفه

gabbling child

کودک در حال حرف زدن

gabbling crowd

جمعیت در حال حرف زدن

gabbling friends

دوستان در حال حرف زدن

gabbling conversation

گفتگوی بی‌وقفه

جملات نمونه

the children were gabbling excitedly about their trip to the zoo.

کودکان با هیجان زیاد درباره سفرشان به باغ وحش صحبت می‌کردند.

she couldn't concentrate because of the gabbling in the background.

به دلیل صحبت‌های بی‌مورد در پس‌زمینه نمی‌توانست تمرکز کند.

the ducks were gabbling as they swam in the pond.

اردک‌ها در حالی که در برکه شنا می‌کردند، صحبت می‌کردند.

he found it hard to follow the conversation with all the gabbling around him.

با تمام صحبت‌های بی‌مورد اطرافش، دنبال کردن مکالمه برایش سخت بود.

gabbling away, she shared all her latest gossip.

در حالی که با هیجان صحبت می‌کرد، تمام غایبه‌های جدیدش را به اشتراک گذاشت.

the students were gabbling about their weekend plans.

دانشجویان درباره برنامه‌های آخر هفته‌شان صحبت می‌کردند.

he was gabbling on about his favorite sports team.

او درباره تیم ورزشی مورد علاقه‌اش با هیجان صحبت می‌کرد.

gabbling in excitement, they rushed to the stage.

در حالی که با هیجان صحبت می‌کردند، به سرعت به سمت صحنه رفتند.

despite the gabbling, she managed to make her point clear.

با وجود صحبت‌های بی‌مورد، او توانست نظر خود را به وضوح بیان کند.

the parrot was gabbling nonsense all day long.

طوطی تمام روز در حال صحبت کردن‌های بی‌معنی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید