gaffing

[ایالات متحده]/ˈɡæfɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɡæfɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرایند فرسایش یا ساییده شدن؛ عمل پوست کندن یا جدا شدن؛ خراش یا ساییدگی

عبارات و ترکیب‌ها

gaffing off

در حال دور زدن

gaffing around

در حال چرخیدن

gaffing it

در حال انجام دادن آن

gaffing back

در حال پاسخ دادن

gaffing up

در حال بالا رفتن

gaffing down

در حال پایین آمدن

gaffing together

در حال همکاری

gaffing away

در حال دور کردن

gaffing on

در حال ادامه دادن

gaffing for

در حال تلاش برای

جملات نمونه

he was gaffing fish all afternoon.

او بعد از ظهر تمام وقت در حال قلاب زدن ماهی بود.

they were gaffing the big catch at the dock.

آنها در اسکله در حال قلاب زدن صید بزرگ بودند.

she learned gaffing techniques from her father.

او تکنیک های قلاب زدن را از پدرش یاد گرفت.

gaffing requires skill and patience.

قلاب زدن نیاز به مهارت و صبر دارد.

the fisherman was gaffing a large marlin.

ماهیگیر در حال قلاب زدن یک مارلین بزرگ بود.

he had a special gaff for catching sharks.

او یک قلاب ویژه برای گرفتن کوسه ها داشت.

gaffing can be dangerous if not done properly.

اگر به درستی انجام نشود، قلاب زدن می تواند خطرناک باشد.

after gaffing, he carefully handled the fish.

پس از قلاب زدن، او با دقت ماهی را جابجا کرد.

gaffing is often used in deep-sea fishing.

قلاب زدن اغلب در صید ماهی در اعماق دریا استفاده می شود.

the guide showed us the best gaffing techniques.

راهنما بهترین تکنیک های قلاب زدن را به ما نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید