gaffing off
در حال دور زدن
gaffing around
در حال چرخیدن
gaffing it
در حال انجام دادن آن
gaffing back
در حال پاسخ دادن
gaffing up
در حال بالا رفتن
gaffing down
در حال پایین آمدن
gaffing together
در حال همکاری
gaffing away
در حال دور کردن
gaffing on
در حال ادامه دادن
gaffing for
در حال تلاش برای
he was gaffing fish all afternoon.
او بعد از ظهر تمام وقت در حال قلاب زدن ماهی بود.
they were gaffing the big catch at the dock.
آنها در اسکله در حال قلاب زدن صید بزرگ بودند.
she learned gaffing techniques from her father.
او تکنیک های قلاب زدن را از پدرش یاد گرفت.
gaffing requires skill and patience.
قلاب زدن نیاز به مهارت و صبر دارد.
the fisherman was gaffing a large marlin.
ماهیگیر در حال قلاب زدن یک مارلین بزرگ بود.
he had a special gaff for catching sharks.
او یک قلاب ویژه برای گرفتن کوسه ها داشت.
gaffing can be dangerous if not done properly.
اگر به درستی انجام نشود، قلاب زدن می تواند خطرناک باشد.
after gaffing, he carefully handled the fish.
پس از قلاب زدن، او با دقت ماهی را جابجا کرد.
gaffing is often used in deep-sea fishing.
قلاب زدن اغلب در صید ماهی در اعماق دریا استفاده می شود.
the guide showed us the best gaffing techniques.
راهنما بهترین تکنیک های قلاب زدن را به ما نشان داد.
gaffing off
در حال دور زدن
gaffing around
در حال چرخیدن
gaffing it
در حال انجام دادن آن
gaffing back
در حال پاسخ دادن
gaffing up
در حال بالا رفتن
gaffing down
در حال پایین آمدن
gaffing together
در حال همکاری
gaffing away
در حال دور کردن
gaffing on
در حال ادامه دادن
gaffing for
در حال تلاش برای
he was gaffing fish all afternoon.
او بعد از ظهر تمام وقت در حال قلاب زدن ماهی بود.
they were gaffing the big catch at the dock.
آنها در اسکله در حال قلاب زدن صید بزرگ بودند.
she learned gaffing techniques from her father.
او تکنیک های قلاب زدن را از پدرش یاد گرفت.
gaffing requires skill and patience.
قلاب زدن نیاز به مهارت و صبر دارد.
the fisherman was gaffing a large marlin.
ماهیگیر در حال قلاب زدن یک مارلین بزرگ بود.
he had a special gaff for catching sharks.
او یک قلاب ویژه برای گرفتن کوسه ها داشت.
gaffing can be dangerous if not done properly.
اگر به درستی انجام نشود، قلاب زدن می تواند خطرناک باشد.
after gaffing, he carefully handled the fish.
پس از قلاب زدن، او با دقت ماهی را جابجا کرد.
gaffing is often used in deep-sea fishing.
قلاب زدن اغلب در صید ماهی در اعماق دریا استفاده می شود.
the guide showed us the best gaffing techniques.
راهنما بهترین تکنیک های قلاب زدن را به ما نشان داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید