gaggling geese
غازهای جیک جیک کنان
gaggling girls
دختران جیک جیک کنان
gaggling voices
صدای جیک جیک کنان
gaggling crowd
جمعیت جیک جیک کنان
gaggling ducks
اردکهای جیک جیک کنان
gaggling children
کودکان جیک جیک کنان
gaggling friends
دوستان جیک جیک کنان
gaggling audience
تماشاچیان جیک جیک کنان
gaggling party
مهمانی جیک جیک کنان
the children were gaggling with laughter at the funny clown.
کودکان با خنده در کنار شعبده باز خنده دار همهمه میکردند.
we could hear the geese gaggling as we walked by the pond.
ما میتوانستیم صدای همهمه غازها را بشنویم در حالی که کنار برکه قدم میزدیم.
she was gaggling excitedly about her new puppy.
او با هیجان فراوان در مورد توله سگ جدیدش همهمه میکرد.
the students were gaggling during the break.
دانشجویان در زمان استراحت همهمه میکردند.
he couldn't stop gaggling at the hilarious movie.
او نمیتوانست جلوی همهمه کردنش را در مقابل فیلم خندهدار بگیرد.
the ducks were gaggling as they waddled across the lawn.
غازها در حالی که روی چمن قدم میزدند، همهمه میکردند.
she found herself gaggling with her friends over coffee.
او متوجه شد که با دوستانش در مورد قهوه همهمه میکند.
the kids were gaggling about their favorite cartoons.
بچهها در مورد کارتونهای مورد علاقه خود همهمه میکردند.
he tried to speak, but he ended up gaggling instead.
او سعی کرد صحبت کند، اما در عوض همهمه کرد.
they were gaggling in the back of the classroom.
آنها در قسمت پشتی کلاس همهمه میکردند.
gaggling geese
غازهای جیک جیک کنان
gaggling girls
دختران جیک جیک کنان
gaggling voices
صدای جیک جیک کنان
gaggling crowd
جمعیت جیک جیک کنان
gaggling ducks
اردکهای جیک جیک کنان
gaggling children
کودکان جیک جیک کنان
gaggling friends
دوستان جیک جیک کنان
gaggling audience
تماشاچیان جیک جیک کنان
gaggling party
مهمانی جیک جیک کنان
the children were gaggling with laughter at the funny clown.
کودکان با خنده در کنار شعبده باز خنده دار همهمه میکردند.
we could hear the geese gaggling as we walked by the pond.
ما میتوانستیم صدای همهمه غازها را بشنویم در حالی که کنار برکه قدم میزدیم.
she was gaggling excitedly about her new puppy.
او با هیجان فراوان در مورد توله سگ جدیدش همهمه میکرد.
the students were gaggling during the break.
دانشجویان در زمان استراحت همهمه میکردند.
he couldn't stop gaggling at the hilarious movie.
او نمیتوانست جلوی همهمه کردنش را در مقابل فیلم خندهدار بگیرد.
the ducks were gaggling as they waddled across the lawn.
غازها در حالی که روی چمن قدم میزدند، همهمه میکردند.
she found herself gaggling with her friends over coffee.
او متوجه شد که با دوستانش در مورد قهوه همهمه میکند.
the kids were gaggling about their favorite cartoons.
بچهها در مورد کارتونهای مورد علاقه خود همهمه میکردند.
he tried to speak, but he ended up gaggling instead.
او سعی کرد صحبت کند، اما در عوض همهمه کرد.
they were gaggling in the back of the classroom.
آنها در قسمت پشتی کلاس همهمه میکردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید