gainsay

[ایالات متحده]/ˌɡeɪnˈseɪ/
[بریتانیا]/ˌɡeɪnˈseɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. رد کردن; انکار کردن
n. انکار; مخالفت
Word Forms
زمان گذشتهgainsaid
قسمت سوم فعلgainsaid
شکل سوم شخص مفردgainsays
صفت یا فعل حال استمراریgainsaying

جملات نمونه

There is no gainsaying his success.

نمی‌توان انکار کرد که او موفق بوده است.

trying to gainsay the evidence;

سعی در رد شواهد;

There is no gainsaying his honesty.

نمی‌توان انکار کرد که او صادق است.

It is difficult to gainsay the importance of regular exercise for maintaining good health.

سخت است که اهمیت ورزش منظم برای حفظ سلامتی را انکار کرد.

I cannot gainsay the fact that she is a talented musician.

نمی‌توانم این واقعیت را انکار کنم که او یک نوازنده بااستعداد است.

There is no gainsaying the impact of climate change on our environment.

نمی‌توان انکار کرد که تغییرات آب و هوایی چه تاثیری بر محیط زیست ما دارد.

She always has a way of making her point that is hard to gainsay.

او همیشه راهی برای بیان نظرش دارد که سخت است انکارش کرد.

The evidence presented in court was so strong that it was impossible to gainsay it.

شواهدی که در دادگاه ارائه شد بسیار قوی بود که غیرممکن بود انکارش کرد.

His expertise in the field is beyond gainsay.

تخصص او در این زمینه فراتر از انکار است.

The results of the experiment are clear and gainsay any doubts about its validity.

نتایج آزمایش مشخص است و هرگونه تردید در مورد اعتبار آن را رد می‌کند.

No one can gainsay the beauty of the sunset over the ocean.

هیچ کس نمی‌تواند زیبایی غروب خورشید بر فراز اقیانوس را انکار کند.

The company's success is undeniable, and no one can gainsay their achievements.

موفقیت شرکت غیرقابل انکار است و هیچ کس نمی‌تواند دستاوردهای آنها را انکار کند.

Despite his faults, it is hard to gainsay his dedication to his work.

با وجود عیوبش، سخت است که تعهد او به کارش را انکار کرد.

نمونه‌های واقعی

Waits, and will not be gainsaid.

منتظر می‌ماند و اجازه نمی‌دهد کسی او را متناقض کند.

منبع: Classic English poetry recitation.

No one ventured to gainsay the missionary, whose excited tone contrasted curiously with his naturally calm visage.

هیچ کس جرات نکرد با مربی مذهبی مخالفت کند، لحن هیجان‌انگیز او با چهره آرام طبیعی‌اش تضاد جالبی داشت.

منبع: Around the World in Eighty Days

I hope you won't gainsay the fact that I have a 50% right to furnish the house, she said.

امیدوارم حق این را نگوئید که من حق 50 درصدی برای مبلمان خانه دارم، او گفت.

منبع: Hu Min reads stories to remember TOEFL vocabulary.

But he did gainsay about it.

اما او در مورد آن اعتراض کرد.

منبع: Pan Pan

But there was none to gainsay her—for was not this the custom of the house?

اما کسی نبود که با او مخالفت کند - آیا این رسم خانه نبود؟

منبع: Family and the World (Part 1)

There was no gainsaying this difficulty, and we relinquished all thoughts of pursuing Orlick at that time.

هیچ راهی برای انکار این مشکل وجود نداشت و ما در آن زمان تمام افکار خود را برای تعقیب اورلیک رها کردیم.

منبع: Great Expectations (Original Version)

But that some sonatas of Beethoven are written tragic no one can gainsay; yet they can triumph or despair as the player decides, and Lucy had decided that they should triumph.

اما اینکه برخی از سونات‌های بتهوون غمگین نوشته شده‌اند، هیچ کس نمی‌تواند انکار کند؛ با این حال، آنها می‌توانند پیروز شوند یا به ناامیدی برسند، همانطور که نوازنده تصمیم می‌گیرد، و لوسی تصمیم گرفته بود که آنها باید پیروز شوند.

منبع: The Room with a View (Part 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید