clumsy galoot
گالوت دست و پا چلفتی
big galoot
گالوت بزرگ
silly galoot
گالوت احمق
old galoot
گالوت پیر
friendly galoot
گالوت دوستانه
tall galoot
گالوت قد بلند
lazy galoot
گالوت تنبل
funny galoot
گالوت خنده دار
young galoot
گالوت جوان
happy galoot
گالوت خوشحال
don't be such a galoot when you're trying to impress her.
وقتی میخوای در برابرش تاثیر بذاری، مثل یه احمق رفتار نکن.
he tripped over his own feet like a galoot.
مثل یه احمق روی پای خودش سر خورد.
that galoot always forgets his keys.
اون احمق همیشه کلیدهاش رو فراموش میکنه.
stop acting like a galoot and pay attention.
دیگه مثل یه احمق رفتار نکن و حواست رو جمع کن.
he's a lovable galoot who always makes us laugh.
اون یه احمق دوستداشتنیه که همیشه ما رو میخندونه.
that galoot thinks he can fix anything.
اون احمق فکر میکنه میتونه هر چیزی رو تعمیر کنه.
she called him a galoot for his clumsy dancing.
اون به خاطر رقصهای دست و پا چلفتیاش اسم احمق رو سرش گذاشت.
being a galoot isn't all bad; it keeps things fun.
بودن یه احمق همیشه بد نیست؛ اوضاع رو سرگرمکننده نگه میداره.
he may be a galoot, but he's got a big heart.
شاید اون یه احمق باشه، ولی قلب بزرگی داره.
don't worry, that galoot means well.
نگران نباش، اون قصد بدی نداره.
clumsy galoot
گالوت دست و پا چلفتی
big galoot
گالوت بزرگ
silly galoot
گالوت احمق
old galoot
گالوت پیر
friendly galoot
گالوت دوستانه
tall galoot
گالوت قد بلند
lazy galoot
گالوت تنبل
funny galoot
گالوت خنده دار
young galoot
گالوت جوان
happy galoot
گالوت خوشحال
don't be such a galoot when you're trying to impress her.
وقتی میخوای در برابرش تاثیر بذاری، مثل یه احمق رفتار نکن.
he tripped over his own feet like a galoot.
مثل یه احمق روی پای خودش سر خورد.
that galoot always forgets his keys.
اون احمق همیشه کلیدهاش رو فراموش میکنه.
stop acting like a galoot and pay attention.
دیگه مثل یه احمق رفتار نکن و حواست رو جمع کن.
he's a lovable galoot who always makes us laugh.
اون یه احمق دوستداشتنیه که همیشه ما رو میخندونه.
that galoot thinks he can fix anything.
اون احمق فکر میکنه میتونه هر چیزی رو تعمیر کنه.
she called him a galoot for his clumsy dancing.
اون به خاطر رقصهای دست و پا چلفتیاش اسم احمق رو سرش گذاشت.
being a galoot isn't all bad; it keeps things fun.
بودن یه احمق همیشه بد نیست؛ اوضاع رو سرگرمکننده نگه میداره.
he may be a galoot, but he's got a big heart.
شاید اون یه احمق باشه، ولی قلب بزرگی داره.
don't worry, that galoot means well.
نگران نباش، اون قصد بدی نداره.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید