gamba

[ایالات متحده]/ˈɡæm.bə/
[بریتانیا]/ˈɡæm.bə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ساز موسیقی قدیمی با سیم، مشابه به ویولن سل؛ نوعی گیره که در کوک کردن گامبا استفاده می‌شود
Word Forms
جمعgambas

عبارات و ترکیب‌ها

gamba dance

رقص گامبا

gamba music

موسیقی گامبا

gamba player

نوازنده گامبا

gamba style

سبک گامبا

gamba festival

جشنواره گامبا

gamba instrument

ساز گامبا

gamba performance

اجرای گامبا

gamba rhythm

ریتم گامبا

gamba tradition

آداب و رسوم گامبا

gamba group

گروه گامبا

جملات نمونه

gamba is a popular term in italian cuisine.

گامبا یک اصطلاح رایج در آشپزی ایتالیایی است.

she ordered a plate of gamba for dinner.

او یک بشقاب گامبا برای شام سفارش داد.

gamba can be used in various seafood dishes.

می‌توان از گامبا در انواع غذاهای دریایی استفاده کرد.

he enjoys cooking gamba with garlic and herbs.

او از پختن گامبا با سیر و گیاهان معطر لذت می برد.

they served gamba as an appetizer at the restaurant.

آنها گامبا را به عنوان پیش غذا در رستوران سرو کردند.

the chef's special included grilled gamba.

ویژه سرآشپز شامل گامبای گریل شده بود.

gamba is often paired with lemon and butter.

گامبا اغلب با لیمو و کره همراه است.

she learned how to prepare gamba from her grandmother.

او یاد گرفت که چگونه گامبا را از مادربزرگش درست کند.

gamba is a favorite among seafood lovers.

گامبا مورد علاقه عاشقان غذاهای دریایی است.

they went to the market to buy fresh gamba.

آنها برای خرید گامبای تازه به بازار رفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید