gameboards

[ایالات متحده]/ˈɡeɪmbɔːdz/
[بریتانیا]/ˈɡeɪmbɔːrdz/

ترجمه

n. (ج复数) یک سطح مسطح که با الگوهایی مشخص شده و برای بازی‌های جدولی استفاده می‌شود؛ فرم جمع gameboard.

عبارات و ترکیب‌ها

gameboard

تخته بازی

on gameboards

روی تخته‌های بازی

across gameboards

در تمام تخته‌های بازی

wooden gameboards

تخته‌های بازی چوبی

vintage gameboards

تخته‌های بازی گذشته‌زده

antique gameboards

تخته‌های بازی با ارزش

custom gameboards

تخته‌های بازی سفارشی

gameboard pieces

قطعات تخته بازی

folding gameboards

تخته‌های بازی پویا

جملات نمونه

the wooden gameboard was carved with intricate patterns from generations past.

تخته بازی چوبی با الگوهای پیچیده از نسل‌های گذشته تراشیده شده بود.

children gathered around the colorful gameboard to play their favorite board game.

کودکان حول تخته بازی رنگارنگ جمع شدند تا بازی تخته‌ای مورد علاقه‌شان را بازی کنند.

the antique gameboard had a smooth, worn surface from years of use.

تخته بازی باستانی سطحی صاف و ساییده از سال‌ها استفاده داشت.

she unfolded the folding gameboard and placed it carefully on the table.

او تخته بازی پویا را باز کرد و آن را با دقت روی میز گذاشت.

the strategy gameboard featured a detailed map of fictional territories.

تخته بازی استراتژی یک نقشه جزئیات‌مند از مناطق مخیلی را نمایش می‌داد.

traditional gameboards often feature symbolic designs representing different cultures.

تخته‌های بازی سنتی اغلب طراحی‌های نمادینی دارند که فرهنگ‌های مختلف را نمایش می‌دهند.

the gameboard pieces were arranged in perfect formation for the opening move.

تکه‌های تخته بازی به صورت کامل در یک شکل مناسب برای حرکت اول قرار گرفته بودند.

modern gameboards sometimes incorporate electronic sensors and digital displays.

تخته‌های بازی مدرن گاهی حسگرهای الکترونیکی و نمایشگرهای دیجیتال را در خود جای داده‌اند.

he studied the gameboard carefully before making his next strategic decision.

او قبل از اتخاذ تصمیم استراتژیک بعدی خود به دقت تخته بازی را مطالعه کرد.

the educational gameboard helped children learn mathematics through play.

تخته بازی آموزشی کودکان را کمک کرد تا ریاضیات را از طریق بازی یاد بگیرند.

a damaged corner of the gameboard didn't affect the overall gameplay experience.

گوشه‌ای آسیب دیده از تخته بازی تجربه بازی کلی را تحت تأثیر قرار نداد.

the gameboard designer spent months perfecting the balance between strategy and luck.

طراح تخته بازی چند ماه را صرف کرد تا تعادل بین استراتژی و شانس را بهتر کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید