ganged

[ایالات متحده]/ɡæŋd/
[بریتانیا]/ɡæŋd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به صورت یک گروه تشکیل شده یا به هم پیوسته

عبارات و ترکیب‌ها

ganged up

هم گروه شدند

ganged together

هم گروه شدند

ganged against

علیه هم گروه شدند

ganged around

اطراف هم گروه شدند

ganged off

از هم گروه جدا شدند

ganged up on

علیه هم گروه شدند

ganged in

همراه شدند

ganged out

بیرون رفتند

ganged out of

بیرون رفتند از

ganged along

همراه شدند

جملات نمونه

the kids ganged up on the new student during recess.

کودکان در زمان استراحت بر سر دانش‌آموز جدید دست‌به‌هم شدند.

the thieves ganged together to rob the bank.

سارقان برای سرقت از بانک دست‌به‌هم دادند.

they ganged up against their rival team.

آنها علیه تیم رقیب خود دست‌به‌هم شدند.

the protesters ganged together to voice their concerns.

معترضان برای ابراز نگرانی‌های خود دست‌به‌هم شدند.

he felt hurt when his friends ganged up on him.

وقتی دوستانش او را دور کردند، او احساس ناراحتی کرد.

they ganged up to support their favorite candidate.

آنها برای حمایت از نامزد مورد علاقه خود دست‌به‌هم شدند.

the children ganged up to build a fort in the backyard.

کودکان برای ساختن یک قلعه در حیاط پشتی دست‌به‌هم شدند.

during the meeting, several members ganged up against the proposal.

در طول جلسه، چندین عضو علیه پیشنهاد دست‌به‌هم شدند.

the players ganged up to win the championship.

بازیکنان برای برنده شدن در مسابقات دست‌به‌هم شدند.

they ganged up for a charity event to help the community.

آنها برای کمک به جامعه یک رویداد خیریه را سازماندهی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید