garnered

[ایالات متحده]/ˈɡɑːnəd/
[بریتانیا]/ˈɡɑrnərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. جمع‌آوری و اغلب ذخیره (چیزی)؛ به‌دست‌آوردن؛ کسب‌کردن

عبارات و ترکیب‌ها

garnered support

کسب حمایت

garnered attention

جذب توجه

garnered interest

جذب علاقه

garnered praise

کسب تحسین

garnered votes

کسب آرا

garnered feedback

دریافت بازخورد

garnered resources

کسب منابع

garnered recognition

کسب شناخت

garnered funding

کسب بودجه

جملات نمونه

the team garnered significant support from the community.

تیم از حمایت قابل توجه جامعه بهره‌مند شد.

she garnered praise for her outstanding performance.

او برای عملکرد برجسته‌اش مورد تحسین قرار گرفت.

the research garnered attention from leading scientists.

تحقیقات توجه دانشمندان برجسته را به خود جلب کرد.

he garnered a reputation as a skilled negotiator.

او به عنوان یک مذاکره‌کننده ماهر شهرت کسب کرد.

the charity event garnered a lot of donations.

رویداد خیریه کمک‌های مالی زیادی جذب کرد.

they garnered valuable insights from the survey.

آنها بینش‌های ارزشمندی از طریق نظرسنجی به دست آوردند.

her book garnered critical acclaim upon release.

کتاب او با انتشار، تحسین منتقدان را برانگیخت.

the film garnered numerous awards at the festival.

فیلم در جشنواره جوایز متعددی به دست آورد.

the company garnered a loyal customer base over the years.

این شرکت در طول سال‌ها یک پایگاه مشتریان وفادار به دست آورد.

his efforts garnered him respect among his peers.

تلاش‌های او باعث شد که مورد احترام همسالانش قرار گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید