gatehouse

[ایالات متحده]/'geɪthaʊs/
[بریتانیا]/'ɡethaʊs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نگهبانی، لژ
Word Forms

جملات نمونه

The gatehouse at the entrance of the estate was beautifully decorated.

ساختمان نگهبانی در ورودی املاک به زیبایی تزئین شده بود.

The gatehouse provided security for the entire compound.

ساختمان نگهبانی امنیت کل محوطه را تامین می کرد.

Visitors must check in at the gatehouse before entering the premises.

بازدیدکنندگان باید قبل از ورود به محوطه در ساختمان نگهبانی ثبت نام کنند.

The gatehouse was built in a traditional style to match the historic mansion.

ساختمان نگهبانی با سبک سنتی برای مطابقت با عمارت تاریخی ساخته شده بود.

The gatehouse was equipped with surveillance cameras to monitor the entrance.

ساختمان نگهبانی مجهز به دوربین های مداربسته برای نظارت بر ورودی بود.

The gatehouse served as a checkpoint for all vehicles entering and leaving the property.

ساختمان نگهبانی به عنوان یک ایستگاه بازرسی برای همه وسایل نقلیه ورودی و خروجی ملک عمل می کرد.

The gatehouse was manned by security personnel 24 hours a day.

ساختمان نگهبانی توسط پرسنل امنیتی 24 ساعت در روز اداره می شد.

The gatehouse was the first point of contact for all deliveries to the estate.

ساختمان نگهبانی اولین نقطه تماس برای تحویل همه سفارشات به املاک بود.

The gatehouse was a historic building that had been preserved for centuries.

ساختمان نگهبانی یک ساختمان تاریخی بود که برای قرن ها حفظ شده بود.

The gatehouse was a charming structure with ivy climbing up its walls.

ساختمان نگهبانی یک سازه جذاب با پیچک هایی بود که روی دیوار آن بالا می رفت.

نمونه‌های واقعی

On their iron spikes atop the gatehouse, the heads waited.

سر آن‌ها بر روی میخ‌های آهنی بالای برج دروازه منتظر بودند.

منبع: A Song of Ice and Fire: A Clash of Kings (Bilingual Edition)

Pass through the gatehouses of Park Guell, and explore paths laden with historic and mythical symbolism.

از طریق دروازه‌های پارک گوئل عبور کنید و مسیرهایی را که مملو از نمادهای تاریخی و اساطیری هستند، کاوش کنید.

منبع: Cloud Travel Handbook

Park in the visitors' car park in front of the factory and then go to the gatehouse.

در پارکینگ بازدیدکنندگان مقابل کارخانه پارک کنید و سپس به برج دروازه بروید.

منبع: Longman Office Workers' Daily Professional Technical English

It said the stone building was once the gatehouse of a huge mansion.

گفتند آن ساختمان سنگی زمانی برج دروازه یک عمارت بزرگ بود.

منبع: Oxford Discover 4

I need you back at the gatehouse.

نیاز دارم شما دوباره به برج دروازه برگردید.

منبع: Orange shirt man

" Remember the old days when they had a gatehouse and a private police force in Idle Valley" ?

"یاد روزهای قدیم را کنید که در دره آیدل یک برج دروازه و یک نیروی پلیس خصوصی وجود داشت؟"

منبع: The Long Farewell (Part Two)

I have a scar from the jump off the gatehouse.

من یک جای زخم از پرش از برج دروازه دارم.

منبع: Cat and Mouse Game Season 1

Betts will meet you at six o'clock tomorrow morning at the gatehouse.

بتس شما را فردا صبح ساعت شش در برج دروازه ملاقات خواهد کرد.

منبع: ▄ ▄ Mov whj

Joffrey nodded. This way. He led her into the gatehouse, to the base of the steps that led up to the battlements.

جفری سرش را تکان داد. این راه. او او را به برج دروازه، به پایه پله‌هایی که به سمت برجک‌ها می‌رفت، هدایت کرد.

منبع: A Song of Ice and Fire: Game of Thrones (Bilingual Edition)

The gold cloaks had confined Ser Cleos to a windowless guardroom in the gatehouse. He rose when they entered. " Tyrion, you are a most welcome sight" .

لباس‌های طلایی سر کلوس را به یک اتاق نگهبانی بدون پنجره در برج دروازه محدود کرده بودند. وقتی آن‌ها وارد شدند او بلند شد. «تیریون، شما یک منظره بسیار خوشایند هستید.»

منبع: A Song of Ice and Fire: A Clash of Kings (Bilingual Edition)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید