gateposts

[ایالات متحده]/'geɪtpəʊst/
[بریتانیا]/ˈɡetˌpost/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تیرک دروازه

عبارات و ترکیب‌ها

stone gatepost

ستون سنگی

wooden gatepost

ستون چوبی

جملات نمونه

two stone gateposts some thirty feet apart.

دو ستون سنگی در فاصله حدوداً نه متری از هم

Well, between you, me and the gatepost, I heard that she’s pregnant.

خب، بین شما، من و ستون دروازه، شنیدم که بارداره.

The old wooden gatepost stood at the entrance to the farm.

ستون چوبی قدیمی در ورودی مزرعه ایستاده بود.

The gatepost was adorned with colorful flowers.

ستون دروازه با گل‌های رنگارنگ تزئین شده بود.

The gatepost marked the boundary of the property.

ستون دروازه مرز ملک را مشخص می‌کرد.

The gatepost was damaged in the storm.

ستون دروازه در طوفان آسیب دید.

The gatepost creaked as the gate swung open.

با باز شدن دروازه، ستون دروازه صدا می‌داد.

The gatepost was covered in ivy.

ستون دروازه با پیچک پوشیده شده بود.

The gatepost was painted white to match the fence.

ستون دروازه به رنگ سفید برای مطابقت با حصار رنگ آمیزی شده بود.

The gatepost was engraved with the family's initials.

ستون دروازه با حروف اول نام خانوادگی حکاکی شده بود.

The gatepost was a popular spot for birds to perch.

ستون دروازه یک مکان محبوب برای نشستن پرندگان بود.

The gatepost was reinforced with metal brackets.

ستون دروازه با براکت‌های فلزی تقویت شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید