gawking tourists
گردشگران کنجکاو
gawking at
نگاه کردن با کنجکاوی به
gawking crowd
جمعیت کنجکاو
gawking passersby
نگاه کردن با کنجکاوی به رهگذران
gawking strangers
نگاه کردن با کنجکاوی به غریبهها
gawking children
کودکان کنجکاو
gawking fans
هواداران کنجکاو
gawking audience
تماشاگران کنجکاو
gawking motorists
رانندگان کنجکاو
gawking spectators
تماشاگران کنجکاو
he was gawking at the beautiful sunset.
او در حال خیره شدن به غروب خورشید زیبا بود.
she caught him gawking at her dress.
او دید که او در حال خیره شدن به لباسش است.
the tourists were gawking at the ancient ruins.
گردشگران در حال خیره شدن به ویرانههای باستانی بودند.
stop gawking and help me with this project.
دیگر خیره نشو و در این پروژه به من کمک کن.
he was gawking like a kid in a candy store.
او مثل یک کودک در یک مغازه شکلاتفروشی خیره شده بود.
they were gawking at the celebrity who walked by.
آنها در حال خیره شدن به سلبریتیای بودند که از کنارشان عبور کرد.
gawking at the stars is a favorite pastime for many.
خیره شدن به ستارگان سرگرمی مورد علاقه بسیاری است.
he couldn't help but gawk at the stunning artwork.
او نتوانست جلوی خیره شدنش به آن آثار هنری خیرهکننده را بگیرد.
the children were gawking at the magician's tricks.
کودکان در حال خیره شدن به شعبدههای جادوگر بودند.
she felt uncomfortable with everyone gawking at her.
حضور افراد در حال خیره شدن به او، او را ناراحت کرد.
gawking tourists
گردشگران کنجکاو
gawking at
نگاه کردن با کنجکاوی به
gawking crowd
جمعیت کنجکاو
gawking passersby
نگاه کردن با کنجکاوی به رهگذران
gawking strangers
نگاه کردن با کنجکاوی به غریبهها
gawking children
کودکان کنجکاو
gawking fans
هواداران کنجکاو
gawking audience
تماشاگران کنجکاو
gawking motorists
رانندگان کنجکاو
gawking spectators
تماشاگران کنجکاو
he was gawking at the beautiful sunset.
او در حال خیره شدن به غروب خورشید زیبا بود.
she caught him gawking at her dress.
او دید که او در حال خیره شدن به لباسش است.
the tourists were gawking at the ancient ruins.
گردشگران در حال خیره شدن به ویرانههای باستانی بودند.
stop gawking and help me with this project.
دیگر خیره نشو و در این پروژه به من کمک کن.
he was gawking like a kid in a candy store.
او مثل یک کودک در یک مغازه شکلاتفروشی خیره شده بود.
they were gawking at the celebrity who walked by.
آنها در حال خیره شدن به سلبریتیای بودند که از کنارشان عبور کرد.
gawking at the stars is a favorite pastime for many.
خیره شدن به ستارگان سرگرمی مورد علاقه بسیاری است.
he couldn't help but gawk at the stunning artwork.
او نتوانست جلوی خیره شدنش به آن آثار هنری خیرهکننده را بگیرد.
the children were gawking at the magician's tricks.
کودکان در حال خیره شدن به شعبدههای جادوگر بودند.
she felt uncomfortable with everyone gawking at her.
حضور افراد در حال خیره شدن به او، او را ناراحت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید