gawking

[ایالات متحده]/ˈɡɔː.kɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɡɔː.kɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طرز احمقانه یا بی‌ادبانه خیره شدن

عبارات و ترکیب‌ها

gawking tourists

گردشگران کنجکاو

gawking at

نگاه کردن با کنجکاوی به

gawking crowd

جمعیت کنجکاو

gawking passersby

نگاه کردن با کنجکاوی به رهگذران

gawking strangers

نگاه کردن با کنجکاوی به غریبه‌ها

gawking children

کودکان کنجکاو

gawking fans

هواداران کنجکاو

gawking audience

تماشاگران کنجکاو

gawking motorists

رانندگان کنجکاو

gawking spectators

تماشاگران کنجکاو

جملات نمونه

he was gawking at the beautiful sunset.

او در حال خیره شدن به غروب خورشید زیبا بود.

she caught him gawking at her dress.

او دید که او در حال خیره شدن به لباسش است.

the tourists were gawking at the ancient ruins.

گردشگران در حال خیره شدن به ویرانه‌های باستانی بودند.

stop gawking and help me with this project.

دیگر خیره نشو و در این پروژه به من کمک کن.

he was gawking like a kid in a candy store.

او مثل یک کودک در یک مغازه شکلات‌فروشی خیره شده بود.

they were gawking at the celebrity who walked by.

آنها در حال خیره شدن به سلبریتی‌ای بودند که از کنارشان عبور کرد.

gawking at the stars is a favorite pastime for many.

خیره شدن به ستارگان سرگرمی مورد علاقه بسیاری است.

he couldn't help but gawk at the stunning artwork.

او نتوانست جلوی خیره شدنش به آن آثار هنری خیره‌کننده را بگیرد.

the children were gawking at the magician's tricks.

کودکان در حال خیره شدن به شعبده‌های جادوگر بودند.

she felt uncomfortable with everyone gawking at her.

حضور افراد در حال خیره شدن به او، او را ناراحت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید