| جمع | gebers |
geber terus
ترجمه فارسی
geber bro
ترجمه فارسی
geber lagi
ترجمه فارسی
keep gebering
ترجمه فارسی
geber sana
ترجمه فارسی
geber session
ترجمه فارسی
geber time
ترجمه فارسی
stop gebering
ترجمه فارسی
geber man
ترجمه فارسی
full geber
ترجمه فارسی
my grandmother likes to geber with the neighbors over the garden fence.
میخواهم نان خمیر را با همسایگان از طریق سرپیچ گاردن بپزیم.
we spent the afternoon gerbering about old times and childhood memories.
ما بعدازظهر را در مورد زمانهای قدیمی و خاطرات کودکی گذراندیم.
they could geber for hours about nothing important at all.
آنها میتوانند به مدت ساعات در مورد هیچ چیز مهمی گفتوگو کنند.
he enjoys a good geber after dinner with a hot cup of tea.
او از یک جلسه خوب گفتوگو پس از غذا با یک فنجان چای گرم لذت میبرد.
the two old friends sat on the porch and gebered until sunset.
دو دوست قدیمی روی چرخه نشستند و تا غروب آفتاب گفتوگو کردند.
she prefers to geber rather than engage in serious discussions.
او به جای مشارکت در گفتوگوهای جدی، به گفتوگو ترجیح میدهد.
our weekly geber session helps us stay connected despite the distance.
جلسههای هفتگی گفتوگو ما را با وجود فاصله به هم متصل میکند.
the regulars at the café enjoy their morning geber before work.
کسانی که به طور معمول در کافه حضور دارند، از گفتوگوی صبحی قبل از کار لذت میبرند.
sometimes a simple geber can brighten someone's entire day.
گاهی یک گفتوگو ساده میتواند روز کسی را روشن کند.
they arranged to geber at the park since the weather was pleasant.
آنها برای گفتوگو در پارک برنامهریزی کردند زیرا آب و هوا لذتبخش بود.
grandpa taught me that a good geber is worth more than money.
دادو مرا آموزش داد که یک گفتوگو خوب ارزش بیشتری از پول دارد.
the neighbors gebered across the fence about their growing gardens.
همسایگان از طریق سرپیچ در مورد باغهایشان گفتوگو کردند.
after the meeting, they had a quick geber about weekend plans.
پس از جلسه، آنها در مورد برنامههای انتهای هفته یک گفتوگو سریع داشتند.
geber terus
ترجمه فارسی
geber bro
ترجمه فارسی
geber lagi
ترجمه فارسی
keep gebering
ترجمه فارسی
geber sana
ترجمه فارسی
geber session
ترجمه فارسی
geber time
ترجمه فارسی
stop gebering
ترجمه فارسی
geber man
ترجمه فارسی
full geber
ترجمه فارسی
my grandmother likes to geber with the neighbors over the garden fence.
میخواهم نان خمیر را با همسایگان از طریق سرپیچ گاردن بپزیم.
we spent the afternoon gerbering about old times and childhood memories.
ما بعدازظهر را در مورد زمانهای قدیمی و خاطرات کودکی گذراندیم.
they could geber for hours about nothing important at all.
آنها میتوانند به مدت ساعات در مورد هیچ چیز مهمی گفتوگو کنند.
he enjoys a good geber after dinner with a hot cup of tea.
او از یک جلسه خوب گفتوگو پس از غذا با یک فنجان چای گرم لذت میبرد.
the two old friends sat on the porch and gebered until sunset.
دو دوست قدیمی روی چرخه نشستند و تا غروب آفتاب گفتوگو کردند.
she prefers to geber rather than engage in serious discussions.
او به جای مشارکت در گفتوگوهای جدی، به گفتوگو ترجیح میدهد.
our weekly geber session helps us stay connected despite the distance.
جلسههای هفتگی گفتوگو ما را با وجود فاصله به هم متصل میکند.
the regulars at the café enjoy their morning geber before work.
کسانی که به طور معمول در کافه حضور دارند، از گفتوگوی صبحی قبل از کار لذت میبرند.
sometimes a simple geber can brighten someone's entire day.
گاهی یک گفتوگو ساده میتواند روز کسی را روشن کند.
they arranged to geber at the park since the weather was pleasant.
آنها برای گفتوگو در پارک برنامهریزی کردند زیرا آب و هوا لذتبخش بود.
grandpa taught me that a good geber is worth more than money.
دادو مرا آموزش داد که یک گفتوگو خوب ارزش بیشتری از پول دارد.
the neighbors gebered across the fence about their growing gardens.
همسایگان از طریق سرپیچ در مورد باغهایشان گفتوگو کردند.
after the meeting, they had a quick geber about weekend plans.
پس از جلسه، آنها در مورد برنامههای انتهای هفته یک گفتوگو سریع داشتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید