gelidity

[ایالات متحده]/dʒəˈlɪdəti/
[بریتانیا]/dʒəˈlɪdəti/

ترجمه

n. کیفیت بسیار سرد بودن؛ سرما شدید یا سرما شدید
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

gelidity effect

اثر سرمای شدید

gelidity factor

ضریب سرمای شدید

gelidity threshold

آستانه سرمای شدید

gelidity measurement

اندازه گیری سرمای شدید

gelidity response

واکنش به سرمای شدید

gelidity levels

سطوح سرمای شدید

gelidity index

شاخص سرمای شدید

gelidity analysis

تجزیه و تحلیل سرمای شدید

gelidity range

محدوده سرمای شدید

gelidity conditions

شرایط سرمای شدید

جملات نمونه

the gelidity of the water made swimming uncomfortable.

سرمای آب باعث می‌شد شنا کردن ناراحت‌کننده باشد.

in winter, the gelidity of the air can be quite harsh.

در زمستان، سرمای هوا می‌تواند بسیار شدید باشد.

the gelidity of the ice was palpable as i touched it.

سرمای یخ هنگام لمس آن کاملاً محسوس بود.

he shivered from the gelidity of the evening breeze.

او از سرمای نسیم شب لرزید.

even in summer, the gelidity of the mountain streams surprised us.

حتی در تابستان، سرمای نهرها در کوهستان ما را شگفت‌زده کرد.

the gelidity in the room made everyone uncomfortable.

سرمای اتاق باعث ناراحتی همه شد.

she wrapped herself in a blanket to escape the gelidity.

او برای فرار از سرما، خود را در یک پتو پیچید.

the gelidity of the winter night was unrelenting.

سرمای شب زمستان بی‌رحمانه بود.

his fingers felt the gelidity of the metal in the freezing air.

انگشتان او سرمای فلز را در هوای سرد احساس کرد.

we could see our breath in the gelidity of the morning.

ما می‌توانستیم نفس خود را در سرمای صبح ببینیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید